گنجور

رباعی شمارهٔ ۴۸

 
خیام
خیام » رباعیات
 

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حاجیکلایی نوشته:

با سلام و درود
خیام و عطار از نیشابور اولی در عرفان زمینی و دیگری در عرفان (جنبه روحانی) گل کاشتن.
فوق العاده هستند.زیبا می سرایند و انسان را به پرواز در می آورند اولی خرد انسان و دیگری روح انسان را.
به نظر بنده زوج خیام - عطار کل عرفان را پوشش می دهند و شاید دیگر نیازی به ارجاع به شاعران دیگه نباشد مگر سعدی که مسائل اجتماعی را به بهترین نحو ممکن و زیبا بیان می کند.

حق نگهدار دوستان

ادهم نوشته:

عطار.خیام.سعدی.حافظ مولانا.فردوسی.اخوان.نیما.پروین.و………
هر گل یه بویی داره

غلامحسین مراقبی نوشته:

با درود
بپذیریم که خیام فیلسوف بود و فلسفه با عرفان نه باهم نمی جوشند که با یکدیگر در تضادند؛ بنگریم بدگویی های عارفان را از فلسف و فیلسوف.
فلسفه به (خرد) باور دارد و بر استدلال استوار. اما عرفان به اشراق باور دارد و به سخنی دیگر بر (دل) استوار است.
رباعی خیام رد پنداشت های آیینی است

نورالدین نوشته:

آفرین بر شما آقای مراقبی دوست گرامی کوتاه ، مختصر و موجز گفتید به این رباعیات توجه کنید : افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد در پای اجل بسی جگرها خون شد کس نامد از آن جهان که پرسم از وی کاحوال مسافران دنیا چون شد
یا این رباعی : گر آمدنم به من بدی نامدمی ور نیز شدن به من بدی کی شدمی به زان نبدی که اندرین دیر خراب نه آمدمی ، نه شدمی ، نه بدمی و بسیاری رباعیات دگر که ورای نگاه مادی و عینی به هستی نمی باشد . درست است که او نیز چون بزرگان دیگر دغدغه هستی داشته است ، از کجا آمده ام ، بهر چه آمده ام و به کجا می روم ولی اندیشمندی چون خیام که دائم در عالم منطق و ریاضی و رصد کردن آسمانها بوده صریح و بی پروا می گوید افسوس که بی فایده فرسوده شدیم ……نابود به کام خویش ، نابوده شدیم . این نکته را می خواهم به آن دسته از دوستان عزیز مذهبی که می خواهند همه چیز را مصادره به مطلوب کنند عرض کنم گوشه گوشه رباعیات خیام جز نگاه منطق و چون و چرا کردن در عالم و آدم نیست هر چند رگه هایی از عرفان هم مشاهده شود . از طرفی زبان او ساده و روان و بی تکلف است و نگاه وی خردمندانه . خیام دغدغه هستی دارد و چون و چرای فیلسوانه می کند در حالی که نگاه عارف شهود قلب ی است . عارف (عرفان دینی) و سالک راه حق از آمدن به جهان مادی افسوس نمی خورد ، ماندن برای او فرصت و غنیمت است و طلب وی در این جهان رسیدن به حق است . (فنا بالله و بقاء بالله) از مرگ استقبال می کند که پیوستن جویبار است به دریا .

صبور نوشته:

درورد بر شما جناب آقای “نورالدین”، واقعا زیبا بیان فرمودین. جزاک الله خیرا!

مهراد نوشته:

درود
کاملا دوستان درست میگویند خیام باورهای دینی را قبول ندارد و رد همان گونه که استاد او ابن سینا (چه جنبه معنوی و چه جنبه حقیقت باشد خیام ابن سینا را استاد خود خطاب کرده است) معجزات و وحی و … را تکذیب میکند.

فرهاد نوشته:

با سلام خدمت دوستان

نظرهاتون کاملن خوبه فقط میخوام چندتا چیز بهشون اضافه کنم:
فلسفه و عرفان دو روش متفاوت برای رسیدن به حقیقت هستن. هر فیلسوفی اگر بخواد راه دل رو در پیش بگیره ممکنه از عارف هم عارف تر بشه مگر خودش صریحا مسیر دل رو بشته باشه بنظرم این دوتا چیز بارزش رو توی جون هم نیندازیم. در مورد خیام شاید بهتره بگیم شکاک بوده یا جواب های ضعیف اون رو قانع نمیکرده اون به همون اندازه که به باورها تاخته عقل رو هم ناتوان دونسته مثل همین رباعی که چیزی که در راه عقل بوده رو بدبخت توصیف کرده چون بعد از هزار چرخ اومده سر جای اول در ادامه اینو اضافه کنم که وقنی خودش به شادی و غم قضا و قدر اعتقاد داره یا حرف میزنه نمیگم یک مسلمان و معتقد تمام عیار بوده ولی دور از انصافه منکر بهش بگیم. شاید بهترین صفت برای خیام شکاک باشه اون شاید توی این بازی بیطرفه.

E & E نوشته:

خیام دوست داریم

blank نوشته:

دوستان کاش کسانی که چیزی بلد نیستن نظر ندن . شاید۲ نفر اومدن نظر هاتونو خوندن اونوقت فکر های بدی دربارتون میشه :)

aria نوشته:

خوبی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در امید و خطر است
با چرخ مکن حواله که در ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

سینا نوشته:

جناب نورالدین حقا که حق گفتید. کاش مطلبتان را در صدر حاشیه ها ی تک تک رباعیات خیام میگذاشتید تا اینقدر حاشیه نگاران به جان هم نیفتند! خیام اگرچه عالم بزرگ و ریاضیدان و فیلسوفی برجسته است ولی آنچنان عارف نیست و ادعایی در متشرع بودن هم ندارد. و اینها با هم ممکن است .کسی فیلسوف و متفکر و ریاضیدان و شاعر بزرگ و حتی انسان آزاده و بزرگی باشد ولی از طرفی عارف و دیندار دلخواه ما نباشد.این چه عیبی دارد؟! مگر او انسان نیست؟ آیا باید تمام بزرگان علم و ادب و دانش عارف و انسان کامل باشند؟؟!! والسلام

علی نوشته:

دوست گرامی فرهاد
شما معنای بیت دوم را به کل اشتباه گرفته اید
منظور از چرخ ، همان فلک می باشد و معنای کلی بیت ، شکایت از جهان و آسمان ها (که به باور پیشینیان ، بخت هر شخص با اجرام آسمانی در ارتباط بوده) می باشد و بعد ایشان اظهار میکند خود این فلک که تو بختت را در آن جستجو میکنی ، از تو بیچاره تر و سرگردان تر است (از خود اختیاری ندارد!)

ATA نوشته:

کاندر ره عقل چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است: انسان را ذی شعور و هستی را بیشعور میداند. بهر حال حتی اگر حکمتی در کار جهان وجود داشته باشه قایل درک برای انسان نیست.

Ali نوشته:

رباعی این مرد بزرگ به ما می گوید که مسئول این غم ها و شادی های زندگی ، و نیز خوب و بد بودنِ نوع را آسمان ها و افلاک ندانیم (بدین معنی که مبادا تصور کنید که تعمّد و قصدی در کار بوده و بنا بر خرافات، آسمان ها و ستارگان تقادیر ما را رقم زده اند)؛ چرا که افلاک عقل و به تبعش اختیاری از خود ندارند -که چنین کنند- و کاری از دستشان بر نمی آید

وحید نوشته:

دوستان سلام ؛ نظرات ارایه شده در این حاشیه نویسی ، همگی دارای پشتوانه های مطالعاتی وآگاهی های تخصصی است ، اما لازمه ورود به محیطهای اینچنینی ، پذیرش وتحمل نقطه نظرات مختلف توسط دیگران هست . بررسی منحنی تحولات فکری و اعتقادی فلاسفه ، عرفا ، شعرا و … ، بیانگر سیر تکاملی دیدگاههای ایشان بوده ، و چکیده جهان بینی ایشانرا از آثار اواخر عمرشان می توان دریافت کرد . بر همین اساس ، اشعار و نوشته های سالهای پایانی حکیم ، دلالت بر گرایش ایشان به سوی اعتدال می نماید . آنچه که اشعار فاخر و جهان شمول خیام را ، از سایر ادبا و شاعران پرشمار پارسی گوی ایران زمین متمایز ساخته است ، هنگام سرودن این اشعار ، و اشاعه نظراتش بوده ، بدین معنا که ، در زمانی خیام با جسارت و شجاعت مثالزدنی ، پرسشهای ذهن انسان سرگشته و تشنه پاسخ را ، در قامت رباعیات صریح و سهل الفهم عامه مردم پاسخ داده ، که طرح چنین موضوعاتی ، جرم نابخشودنی محسوب ، و تکفیر و ارتداد را به دنبال داشته ، و بدینترتیب ، جامعه علمی ، صاحبنظران ، اندیشمندان و نمایندگان دینی زمان خود را به چالش کشیده است . بنابراین تفسیر یکجانبه و مطلق خیام ، و قرار دادن او در نگرشی محض و یکسویه ، مقرون به صحت نمی باشد . پایدار باشید .

کانال رسمی گنجور در تلگرام