رباعی شمارهٔ ۴۳
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
م-ب نوشته:
میگن خدا همه چی رو از روز اول تنظیم میکنه. اگه اینطوره من چکارم. پس دیگه اختیار چه معنی داره
اگه خدا میدونه و خودش اینجوری خواسته که من بهشتی باشم یا جهنمی . حداقل تو این این دنیا خوش بگذرونیم
ف-ش نوشته:
در این رباعی اهل بهشت یا جهنم بودن به آفریننده نسبت داده شده واین در نهایت درست است چه اختیار اندک انسانها راهم آفریننده مقدر کرده وهمه اش به او بر میگردد وجالب ایتکه درقرآن هم همه اینها به خدا نسبت داده شده است در مورد اختیارمولوی گوید:
اینکه گوئی این کنم یاآن کنم
این دلیل اختیا ر است ای صنم
واما درمورد شادی نقد ی ونسیه بودن بهشت :
اگر این شادی به معنی آزادی از اسارت غم ها باشد مورد تائید همه اهل معرفت است واصلا به منزله راندن روح بسوی بهشت است
واگر شادی عکی العمل رنجها ی روانی وخود فریبی باشد آنسوی سکه رنج وتقویت کننده آنست واینگونه سرخوشیها لاجرم قابل نفی است ولو دلخوشی به بهشت باشد وخوشگذرانی مورد نظر یک عزیز(م-ب)شکل اول آن باید باشد
محمد نوشته:
دوستان عزیز توجه داشته باشید که خیام معتقد به هیچ کدام از دو نظر جبری گری یا اختیار محض نیست و مدافع اصلی میان این دو است(نظریه زمان و مکان) و به اقتضای زمان خود تنها توانسته هر دوی انها را رد کند چنانچه در بیتی دیگر میخوانیم:
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است