رباعی شمارهٔ ۴۱
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
ناشناس نوشته:
منظور این شعر اینه که بهشت و جهنم کشکه, برو حالتو بکن
فرهاد نوشته:
بسیار عالی گفتید. به این میگویند تفسیر درست (و عمومی) شعر خیام
رضا نوشته:
بنظر من منظور خیام این بوده که آن دنیا آینه تمام نمای این دنیاست اگر بد کنی بد میبینی و می خوردن بد نیست چون خدا به بندگانش در بهشت وعده آنرا داده پس بخورید بدون احساس گناه
poya نوشته:
behesht ra ba vade o vaid be melat ghaleb mikonan.
hatman jahanamam div dare maro mikhore.
م.ح نوشته:
برداشتی که از این رباعی می توان داشت این است که عده ای بهشت را بخاطر حوریان بهشتی می خواهند در حالی که خیام بهشت را بخاطر می و شراب نابش می طلبد و دوست دارد… !!!!
علی نوشته:
من قصد بی احترامی ندارم اما اشتباه میکنید. این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار منطور این است که بهشت و جهنم ما حمین حال است … به امید بهشت آیینده ننشینید … بهشتتان را همین امروز و در همین زمان حال بسازید چون کاواز دهل شنیدن از دور خوش است. ول کن بهشت و جهنمو .. در زمان حال جوری زندگی کن و از زندگیت لذت ببر که بهشت تو همین حال باشد.
محمد نوشته:
آقا علی نظر بسیار دقیق و کاملی ارائه کردین من هم می خواستم همین رو بنویسم دیدم شما زحمتش رو کشیدین
دستتون درد نکنه
وقتی با همسرت یا کسی که خیلی دوسش داری میری شمال یه جایه با صفا میزنه کنار بساط مشروب رو راه می اندازی و کباب رو به سیخ میز نی و حالشو می بری یعنی بهشت دیگه !
سینا نوشته:
جمله ی اخر اقای محمد اوج تفکر عرفانی یک حقیقت عمیق است…