رباعی شمارهٔ ۴
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
علیرضا نوشته:
خیام توی این قسمت شعرش از ناصحانی که اون رو یه می خواره میدونستن گله می کنه البته شاعرای دیگه مثل حافظ هم از این بدبختی ها داشتن چون حافظ هم به این مضمون میگه
واعظان کاین جلوه بر محراب ومنبر می کنند چون به خلوت می روند ان کار دیگر می کنند
آمیس نوشته:
از قدیم گفتند : “مستی و راستی”
تو قرآن هم به این مضمون اومده که در شراب منافعی هست ولی ضررهاش بیشتره به همین دلیل حرام و گناهه.
این بیت به آدمهای دو رو هم می تونه اشاره داشته باشه؛ آدمهایی که چون می نمی خورن خودشون رو خوب می دونند ولی مال حروم می خورند و هزار کار دیگه می کنند. کاش خدا به همه آدمها اجازه میداد لااقل یکبار جلوی همه می بخورن اونوقت حقیقت وجود و باطن آدمها معلوم می شد.
هومن نوشته:
اینکه بتوان منظور حقیقی خیام را از پشت سد الفاظ و کلام استخراج کرد, واقعا هنری است که شاید فقط خود خیام از عهده آن برآید.
این بزرگان ادعایی در مسلمانی ندارند و البته منظور خیام اینست که خودت را نیز در نظر بگیر, قبل از اینکه به دیگران طعنه گناه بزنی.
حافظ می فرماید:
گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی
ف-ش نوشته:
در بعضی رباعیات خیام به می معمولی اشاره شده ودر بعضی معنای عالیتری دارد
در این مصرع که میگوید” صد لقمه خوری که می غلام است آنرا” ظاهرا حرمت می مطرح است وآنرا قبول دارد ولی میگوید آنکه غره است به اینکه می نمیخورد صد لقمه بد تر از می میخورد ومتوجه نیست انسان مغروربسیاری از کارهایش خراب است و میخواره براو ترجیح دارد
در عین حال نمیشود گفت معنای سمبلیک می دراین رباعی درنظر نبوده است به قرینه اینکه کسیکه طعنه به میخواره معمولی میزند مسلم نیست که اهل حیله ودستان باشد شاید از صداقت بگوید ولی آنکه به مستی عارف طعنه میزند به حیله و فریب خود نزدیکتراست
علی بی ستاره نوشته:
در پاسخ به ف-ش باید بگویم که از نظر خیام در جهان هیچ چیزی عالیتر از خود می نیست:
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کا یشان
به زان چه فروشند چه خواهند خرید
علی بی ستاره نوشته:
حافظ هم می گوید:
ترسم که صرفهء نبرد روز باز خواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
محمودی نوشته:
طعنه بر ما مزن ای دوست که خود معترفیم
دف زنان بر سر بازار به رسوایی خویش
مجید سیدی نوشته:
حافظ می فرماید:
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
میلاد نوشته:
من از خیام چنان فهمیدم که منظور او از (می)شراب انگوری میباشد چو می گوید چندان بخورم شراب کین بوی شراب اید زطراب من روم زیر طراب چون رسد بر سر گذار من مخموری از بوی شراب من شود مست وخراب
فرهاد عبدی نوشته:
درود به همه دوستان
با احترام به نظر همه، نظرم راجع به این شعر: خیام خواسته بگه که اول خودتو اصلا کن بعد از دیگران خورده بگیر
عجمی نوشته:
واقعا خیلی از آدم ها خطا های تعریف شده را انجام نمی دهند اما نادر ستی های زیادی را در می انگارند که خیلی زیان بار تر از خطا های معروفه
محمدحسن نوشته:
من کوچیکتر از این حرفام ولی فکر کنم می در بیت اول مفهوم استعاری داره و در بیت دوم معنی خود می میده
امید نوشته:
من هم با پاسخ “علی بی ستاره” عزیز به “ف-ش” موافقم
”ف-ش” گرامی
شما توی خیلی از حاشیه نوشت هایی که داشتین اعتقاد به یک مفهوم عالیتر برای شراب دارین در صورتی که شخصی که می خواد همین لحظه رو خوش باشه و از فکر گذشته و آینده رهایی پیدا کنه ، هیچ شرابی واسش عزیزتر و عالی تر از شراب فیزیکی نیست!