می نوش ندانی زکجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
طبق ظاهر تعلیمات مذهبی انگار آدم میداند از کجا آمده و به کجا میرود اما این باور های سطحی حقیقت موضوع را نمیرساند وفرقی با ندانستن ندارد اگر باورهای القائی جوابگو بود مساعی سی چهل ساله اهل معرفت برای دانستن حقیقت ضرورتی نداشت حافظ که دهها سال سلوک داشته میگوید:
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
معلوم میشود هدایت حقیقی وشهود حقیقت خیلی مشکل حاصل میشود وموضوع ندانی زکجا آمه ای وبه کجا خواهی رفت برای ما کاملادرست است در زمان پیامبران از صد یکی هدایت نمشد واگر حالاباور کردن سهل است بواسطه سنت آباء واجداداست نه دانستن حقیقی وضع همه مذاهب در عالم چنین است
مهران نوشته:
دانش بشری امروز به ما میگوید از کجا آماده ایم وبه کجا میرویم و خیام بدرستی گفت که بر اساس خرافات مذهبی نمیدانیم از کجا آماده ایم و به کجا میرویم. حالا میدانیم که خیام حق داشت تا بهشت و جهنم را به سخره بگیرد و عدم وجود خدا را در شعرهایش بیان نماید.
هومن نوشته:
جواب به مهران:
در مصرع اول از بیت دوم رباعی شماره ۳۸ می بینیم که خیام ایزد را شکر می کند. این نشان می دهد که خیایم به وجود خدا اعتقاد داشته است
امید نوشته:
جواب به هومن :
فکر کنم شما به معنی رباعی شماره ۳۸ توجه نکردید،
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
ما را ز کس دگر نمیباید خواست
در این شعر خیام، “ایزد” رو کسی میدونه که مسبب تمامی بلاهاست و این شکر کردن هم یه طعنه ست
ناشناس نوشته:
چرا خیام میگه از “روح جدا خواهى رفت”؟ ایا خودش رو از روحش جدا مى دونسته؟
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
ناشناس نوشته:
mey nosh nadani ze koja amadeie
—
پاسخ: در نسخهی چاپی رباعیات خیام به تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی ضبط همین است (از). تغییری اعمال نشد.
ف-ش نوشته:
می نوش ندانی زکجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
طبق ظاهر تعلیمات مذهبی انگار آدم میداند از کجا آمده و به کجا میرود اما این باور های سطحی حقیقت موضوع را نمیرساند وفرقی با ندانستن ندارد اگر باورهای القائی جوابگو بود مساعی سی چهل ساله اهل معرفت برای دانستن حقیقت ضرورتی نداشت حافظ که دهها سال سلوک داشته میگوید:
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
معلوم میشود هدایت حقیقی وشهود حقیقت خیلی مشکل حاصل میشود وموضوع ندانی زکجا آمه ای وبه کجا خواهی رفت برای ما کاملادرست است در زمان پیامبران از صد یکی هدایت نمشد واگر حالاباور کردن سهل است بواسطه سنت آباء واجداداست نه دانستن حقیقی وضع همه مذاهب در عالم چنین است
مهران نوشته:
دانش بشری امروز به ما میگوید از کجا آماده ایم وبه کجا میرویم و خیام بدرستی گفت که بر اساس خرافات مذهبی نمیدانیم از کجا آماده ایم و به کجا میرویم. حالا میدانیم که خیام حق داشت تا بهشت و جهنم را به سخره بگیرد و عدم وجود خدا را در شعرهایش بیان نماید.
هومن نوشته:
جواب به مهران:
در مصرع اول از بیت دوم رباعی شماره ۳۸ می بینیم که خیام ایزد را شکر می کند. این نشان می دهد که خیایم به وجود خدا اعتقاد داشته است
امید نوشته:
جواب به هومن :
فکر کنم شما به معنی رباعی شماره ۳۸ توجه نکردید،
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست
شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
ما را ز کس دگر نمیباید خواست
در این شعر خیام، “ایزد” رو کسی میدونه که مسبب تمامی بلاهاست و این شکر کردن هم یه طعنه ست
ناشناس نوشته:
چرا خیام میگه از “روح جدا خواهى رفت”؟ ایا خودش رو از روحش جدا مى دونسته؟
حاجیکلایی نوشته:
با سلام و درود.
فقط و فقط م یتونم بگم. ” احسنت”.
از دوستان نیز به خاطر این حاشیه های زیبا ممنونم.
حق نگهدارتان
ehsan نوشته:
entehaye marefat be jahan hasti