گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۵

 
خیام
خیام » رباعیات
 

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت

هر چند به نزد عامه این باشد زشت

سگ به ز من است اگر برم نام بهشت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داوود نوشته:

در نسخه مرحوم فروغی مصرع دوم از بیت دوم اینگونه است سگ به زمن است اگر برم نام بهشت لطفا اصلاح کنید

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

وحید نوشته:

این ناشناس که معبر به دین رباعیات بود، چرا اینجا حاشیه نداده است..؟ برداشتم این است که یحتمل جایی برای تعبیر به قرآن و دین و پرده اسرار ندارد.

م.ح نوشته:

می توان از این رباعی برداشت کرد که مراد از بهار ، هنگامی است که قلب انسان با کلام خدا انس می گیرد و مراد از بتی حور سرشت کسی است که سخن خدا را به گوش جان انسان می رساند و شور و شوق و نشاطی که در انسان ایجاد می شود قابل مقایسه با بهشت نیست.

آرش نوشته:

م.ح، ف.ش و اون ناشناس با این طرز فکر پیچیده بهتره به تفسیر آیات و روایات دینی بپردازن تا به معنی کردن شعر خیام.

هومن نوشته:

م.ح با این تفسیری که شما کردین به نظرتون مصرع “هرچند به نزد عامه این باشد زشت” رو چطور تفسیر میکنین؟ یعنی چطور زمانی که قلب انسان با کلام خدا انس می گیرد و کسی سخن خدا را به گوش جان انسان می رساند در نزد عامه زشت است؟؟

پارسا نوشته:

با درود به همگی دوستان.
تا جایی که بنده اطلاع دارم خیام در چندین غزل دیگر بهشت را به آن معنی که در آیات و روایات آمده است نکوهش کرده است. فک نکنم در اینجا هم مراد خیام از بهشت ، بهشت به معنی باشد که م.ح تفسیر کرده است.
گویند بهشت با حور خوش است
من گویم که آب انگور خوش است و…….

پارسا نوشته:

این غزل خیام رو که قسمتی از آن را در بالا اوردم اطلاح میکنم.
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می گویم که آب انگور خوش است
کاین نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است

مریم نوشته:

توجه کنید که می تونسته بگه “بتی نیک سرشت” اما گفته شده حور سرشت که بیشتر تاکید بر زیبایی ظاهر داره تا باطن .شاعر نخواسته کاری کنه که بشه به برداشت هایی مثل م.ح رسید و حتی نخواسته خودش رو به اون دیدگاه هم نزدیک یا متعهد بدونه .
تفسیر بیت دوم ایشون هم که فاجعه است حتی از زاویه ی دیدخودشونم متناقض و بی معناست.

A.A نوشته:

very good jost i dond like

خیام نوشته:

در جواب پارسا
مصرع اول میگه “گویند” یعنی نقل قول از زبان دیگران هست
مصرع دوم گفته “من میگویم” سخن خود خیام

مصرع سوم گرفتن نقد و رها کردن نسیه ضرب المثل معروفی هست . که آن در این رباعی این یعنی جهان (نقد) را بگیر و آن دنیا (نسیه) را رها کن

مصرع چهارم یک ضربالثمل دیگه هست .
دهل یک .سیله آهنگ سنتی هست که صدای بسیار بلدی دارد و مثل طبل بر آن میکوبند
اگر در زدیکی آن گوش دهید به جز سردرد چیزی نسیبتان نمیشود.
خیام دراین مصراع میگه که اصلا به تفکر بهشت هم نباید نزدیک شد

خیام همیشه در تمام رباعیاتش سعی بر ساده گویی داشته

آریانا نوشته:

معنی ومفهوم این بیت بسیار ارزشمند مربوط به دانشمند ایرانی خیام عزیز که مثل روز روشن است. سخن عشق وعاشقی ودوست داشتن وطن وهم وطن است وارتباطی به این خزعولاتی که عربها ضمن دزدی فرهنگ ۷هزار ساله ایران بزور به ایران غالب نمودند ندارد.

آزاد نوشته:

با احترام. آریانای عزیز این شعر ربطی به وطن و فرهنگ ایران ندارد.
از اشعار خیام برداشت میشه که او فردی جهان-وطن بوده و آثار ناسیونالیستی در اشعار او دیده نمیشود

رها نوشته:

 
در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
یک ساغر می دهد مرا بر لب کشت
هر چند به نزد عامه این باشد زشت
سگ به زمن است اگر برم نام بهشت
 
شگفت از تفسیرهایی که دوستان ارائه فرمودند!!
معنای رباعی واضح و شفاف است :
یک بوسه بر لب زیبا رویی، در فصل جوانی و شادابی، به از بهشت متحجًّران.

عابد نوشته:

می توان اینطور شعر را تفسیر کرد که وقتی انسان با روش سیر و سلوک رندانه‌ی بی ریا، با یزدان پاک ارتباط برقرار کرد،به همه چیز دست یافته است و با خدایش حال میکنه و دیگر حرف مردم برایش مهم نیست. به قول سعدی:
یا رب که تو در بهشت باشی/تا کس نکند نگاه در حور
ما مستِ شرابِ نابِ عشقیم/نه تشنه سلسبیل و کافور
نزدیک نمی‌شوی به صورت/وَزْ دیده‌ی دل نمی‌شوی دور………
عیب کنندم که چه دیدی در او؟ / کور نداند که چه بیند بصیر……..
بی تو گر در جنّتم، ناخوش شرابِ سلسبیل/با تو گر در دوزخم، خرم هوای زَمْهریر….
گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست/رنگ رخسار خبر می‌دهد از سِرّ ضمیر

حافظ نوشته:

درورد بر خیام که کلامش تفسیر و تاویل نداره … صاف و پوست کنده حرفشو میزنه … اگه بخواهیم اینجوری تعبیر کنیم و آسمون و ریسمون به هم ببافیم باور بفرمایید از حرف های مادر بزرگ بنده کا آلزایمر هم داره میشه تعابیر عجیب درآورد …

محسن نوشته:

گویند بهشت عدن باحورخوش است . صحیح است

تمیم نوشته:

سروده های شاعران گاهاً نتیجۀ افکار و طراواشت فی البداهۀ ذهنی آنان بوده است .
قضاوتی بی جا و بی مورد است اگر بگوییم جناب « خیام » از سرودن این رباعی هدفی ملکوتی داشته و در شعر مفهوم دیگری غیر آز آن چیزی که ما در نگاه اول برداشت میکنیم نهفته است .
ضربالمثل معروفی است که میگوید : هر آن چه عیان است چه حاجت به بیان است .
معنی این رباعی همان است که در رباعی بیان شده است
گرچه در تمام عمرم لب به می نزده ام ، اما اگر من هم به جای جناب «خیام » بودم ، هرگز به خاطر بهشت خیالی و حوریان بهشتی که فعلاً فقط وعدۀ وصال آنها داده شده است و بیشتر شباهت به نسیه دارند از پری چهره و دلربای که نقد است و در باغ و چمنی خوش منظر کنارم نشسته و حاضر باشد نمیگذشتم و به قول و فرمودۀ حضرت خیام :

هر چند به نزد عــــامه این باشد زشت
سگ به ز من است اگر برم نام بهشت

یهدته نوشته:

در فصل بهار که همه جا سبز میشود اگر یه عدد داف بیاد و به من تو چمن زار شراب بده از سگ پست تر باشم بگم بهشت همین جا نیست

بهزاد نوشته:

تفسیر… این مضحکترین لغت ساخت بشر.
این بنده خدا خیلی واضح و روشن حرفشو زده و متعصبین دینی به زور میخوان هر طور شده این “آیه” رو به نفع دینشون تموم کنن.
واقعا متاسفم این اشعار به زبان پارسی هستند و هیچ نیازی به تفسیر بی خود عرب پرستان ندارند.

رادمن نوشته:

درود بر خیام درود بر فردوسی
آقای عابد میشه به ما بگی چطور با خدایش حال میکنه؟ میشه به ما بگی اینو از کجای بیت در اوردی؟؟؟ والا ما گشتیم نبود

فرهاد نوشته:

به به، این از آن شعر هایی است که دست و پای مفسرین ماله کش را میبندد. البته خیام تنها شاعر ایرانی نیست که خوشی این دنیا را به سودای بهشت نمیفروشد. حافظ شیرین سخن نیز در چندین جا چنین گفته است، از جمله:
تو و طوبی و ما و قامت یار، فکر هر کس به قدر همت اوست
(تو به وعده بهشت دل خوش باش، ما به قامت رعنای دوست، فکر هر کس در حد و اندازه خودش است، تلویحن، فکر تو به بیشتر از این نمیرسد)
یا
منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش، که چو خوش بنگری ای سرو روان اینهمه نیست
(منت توصیفها و وعده های بهشت را مکش ای انسان آزاده، که اگر درست نگاه کنی ارزشی ندارند)
البته حافظ پیچیده سخن میگوید، ولی خیام ساده و روشن، و جای هیچ تردیدی باقی نمیگذارد.

سیاوش بابکان نوشته:

فراموش نکنیم که خیام عالم علوم عقلی است
ریاضیدان است ، ستاره شناس است با دانش تجربی ( چنانکه امروز میگویند ) سر وکار دارد.
شاعری تفنن وی بوده است، و اما:
اعتراف میکنم مرا نیز اگر در یک روز دلپذیر بهاری ، بر لب کشتزاری سیراب حور سرشتی در کنار خلوتی میسر وپیاله ای سرشاردر دست باشد به نام وننگ و بهشت و دوزخ نخواهم اندیشید! شما چطور ؟ راست بگویید>

ساغر ۲٫۵ منتشر شد!