گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۳

 
خیام
خیام » رباعیات
 

در خواب بدم مرا خردمندی گفت

کاز خواب کسی را گل شادی نشکفت

کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟

می خور که به زیر خاک می‌باید خفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

mey khor ke bezire khak basi bayad khoft

پاسخ: ضبط مورد نظر شما از نظر وزنی ایراد دارد و فکر می‌کنم در نسخه‌های چاپی رباعیات خیام ضبط متداول همینی باشد که اینجا هست. تغییری اعمال نشد.

deadshadow نوشته:

می خور که به زیر خاک بسی خواهی خفت

سکرات نوشته:

در جواب هر دو دوستان (سعید و deadshadow ) میخواستم بگم که :
می خور که بزیر خاک می باید خفت

درست ترین است چه از لحاظ وزنی و چه از لحاظ سرچشمه شناسی .

داریوش از تنگ طه نوشته:

خیام می گوید تا انسان زنده است بایئد در پی نوشیدن شراب عرفانی یا همان شناخت معشوق حقیقی باشد چرا که اگر در این دنیا معشوق را به راستی پیدا کردی می توانی در آن دنیابا خیال راحت به دیدارش نایل گردی .

ناشناس نوشته:

واقعا نمیفهمم که خیام در کجای اشعارش به معشوق حقیقی مورد نظر آقای داریوش اشاره کرده و یا از کدام رباعی خیام بر میاد که اعتقادی به به معاد داشته باشه! این که همه ما اعتقاداتی داریم بسیار محترم ولی لزومی نداره که بزرگانی رو که دوست داریم به رنگ اعتقادات خودمون در بیاریم. شاعر رباعی زیر چه اعتقادی به معاد داره؟
گویند کسان بهشت با حور خوشست
من میگویم که آب انگور خوشست
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوشست
به نظر من می در اشعار خیام معنی کاملا اپیکوری داره و مقصود از می خوارگی بهره بردن از لذتهای مادیه و هیچ ربطی به عرفان نداره.خیام یک دانشمند و ریاضی دان بود نه یک صوفی و عارف و درویش و امثالهم

محمدرضا نوشته:

کسی که می میخورد (می عرفان یا می انگور)هوشیار میشود.خیام پند میدهد که هوشیار باشید که مردن و فنا هم هست.

حاجیکلایی نوشته:

با سلام
به زیبایی به این نکته مهم اشاره کرده است و ان اینکه وقت برای خواب زیاد داریم و دنیا جای خوابیدن نیست!.باید خود را بسازیم و آماده شویم برای مرحله دیگری از زندگی!

عبدالمعروف کوشا صمدی نوشته:

در خواب بدم مرا خردمندی گفت
شرح: من بیخبر از لذتهای دنیا بودم در بیخبری شادی میکردم
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
شرح: خردمندی مراگفت در بیخبری نمیتوان از زیبائی ها لذت برد
کاری چکنی که با اجل باشد جفت
شرح: بیخری ویا خواب مانند مرگ است
می خور که بزیر خاک میباید خفت
شرح: قبل از اینکه از جهان روی شادی کن از دینا لذت ببر باز مرگ خواه مخواه است.

فرهاد نوشته:

“در خواب بودم که خردمندی گفت: چرا به کاری مشغولی (خواب) که شبیه مرگ است؟ بیدار شو و شادی کن که مرگ خواه ناخواه تو را به خواب ابدی خواهد برد”

ناشناس نوشته:

«فوق العاده
است»

حمید سامانی نوشته:

بسیاری از اشعار مندرج در گنجور دچار اشکالهای املایی هستند
در مصراع دوم بیت اول کز صحیح است نه کاز
کز مخفف که از است
استفاده از علامت سؤال در شعر مناسب و جایز نیست و اضافه است
سؤالی نیست که احتیاج به جواب داشته باشد، جمله (مصراع) ادراکی است

ستار نوشته:

دیگه حضرت خیام با چه زبونی باید بفهمونه آقا جان من می میخورم تو رو سنه نه ؟؟؟بحث عرفان و فلان سر جاش به قول یکی از دوستان جز به حال مستی این اشعار رو نمیشه گفت

کانال رسمی گنجور در تلگرام