گنجور

رباعی شمارهٔ ۳۲

 
خیام
خیام » رباعیات
 

در پرده اسرار کسی را ره نیست

زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست

جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست

می خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

حافظ متناسب بامفهوم این رباعی گفته است:
سخن از مطرب ومی گوی وراز دهر کمتر جو
که کس نگشود ونگشاید به حکمت این معما را
پرده اسرار به قول خیام وراز دهر به قول حافظ اگر چه ناشناخته است ولی اعتراف شده که چنین پرده ورازی وجود دارد اصولا اینکه بدانیم که چیزهائی هست که نمیدانیم خیلی مهم است ومستلزم تواضع خاصی است پس باید کمی توقف کنیم وسرسری نگذریم زیرا در معلومات رسمی ما غرور دانستن وجود دارد وندانستن خفت محسوب میشود ونشانه جهل ماست در اینجا این شعر به یاد میآید
آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند
البته اکثر ما ادعای ندانستن داریم ولی اذعان به آن نداریم متدینان غالبا همه مسائل را حل شده میا نگارند ومیگویند خدا جهان را آفریده وانسان را پدیدآورده ودر نهایت جای هر کس بهشت یا جهنم است وتمام وقائل به راز ندانسته نیستند وآنها که اعتقاد دینی ندارند باپندار هائی ظاهراعلمی بی اعتقادی خود را توجیه میکنند گوئی چیزی ورای تصورات آنها وجود ندارد وچه بسا این هردو به معنی صوری کلمات وبرداشتهای سطحی وتلقینات دیگران قانع شده اند
ولی نکته مهم توجه داشتن به آنست که “ناشناخته ” وجود دارد اگر معلومات فعلی هر کس کافیست پس چرا پس از تحقیق به چیزهای نو وتازه دست میآبد ودر سیر وسفر وسیاحت روحیه وافکارش دگرگون میشود دراینجا نمخواهیم بگوئیم باید خلاف نظر خیام وحافظ به اسرار نهائی در عالم اندیشه کنیم خیر مقصود هما نست که اشاره شد یعنی خوب است اعتراف به وجود نا شناخته ها داشته باشیم کلمه “غیب” در قرآن اشاره به این ناشناخته ها یا ناشناختنی ها دارد اگر اسرار جهان وراز دهر معلوم میشد کلمه غیب واعتقاد به آن معنائی نداشت.
با توجه به مطالب فوق تعبیر مناسب موضوع “اعتقاد به غیب “درک اینست که نا شناخته وجود دارد واین مستلزم تواضع ومغرور نبودن به دانسته ها ودر نقطه صفر قرار دادن ذهن است اگر این حالت در کسی پیدا شود ممکن است گشایشی در روحیه خود احساس نماید وبه تصدیق درستی برسد

داوود نوشته:

بابا بیچاره یک رباعی گفت در دو سطر نزدیک به بیست سطر براش تفاسیر بیمعنا نوشتی واقعا که!

اکبر نوشته:

من نفهمیدم کجای شعر خیام به قران ربط داره . به نظر من خوبه آدم تا از مطلبی کامل اطلاع نداره دیگه تفسیرش نکنه ؟!!!!!

می گسار نوشته:

بابا نکنید ! اون چیزایی رو که به مولای ما حافظ نسبت دادید اینجا به خیام نسبت ندید… اخه چه طور خیام تو شعرهاش بگه بی دین بوده تا قبول کنید؟ بسه دیگه ، بدون فکر و هیچی دین قبول میکنید و همه چیز رو هم بر وفق مراد دین تغییر میدید

م.ح نوشته:

چطور می شود به کسی که به غیب و پرده اسرار اعتقاد دارد و به ضعف و ناتوانی خویش در درک عالم اسرار پی برده اتهام بی دینی زد!!!

می توان از این رباعی برداشت نمود که عقل و ادراک انسان بسان لیوانی است که فقط به اندازه گنجایشش می تواند از اقیانوس بی کران معرفت الهی پر شود نه بیشتر …

فضل الله شهیدی نوشته:

..
بنظر میرسد دوستانیکه به رباعیات خیام علاقه دارند چنانکه علایق دینی داشته باشند به نفع دین چیزهائی ازاو دریافت میکنند واگربرعکس خلاف دین میاندیشند درتائید اندیشه خود ازاو برداشت هائی مینمایند
واقعیت ایتست که خیام در اندیشه ودرک عالی خود بجائی رسیده که از اندیشه همه گروهها وفرقه های مخالف وموافق عبور کرده وبه ساحت آزادگی دست یافته است ، ولی اهل هر فرقه وگروهی( چه موافق یا مخالف دین) میتوانند از آثاراو بهره ببرند و عملا هم اینطور شده و وهیچگاه در مصادره جمع خاصی قرار نگرفته است
مشهوراست که میگویند فرد درصورتی برجمع اثر گذار است که عضو آنها نباشد وبیطرف وازکنار سخن بگوید واین نکته ایست که صحتش به تجربه معلوم شده است

پارسا نوشته:

با درودخدمت همه دوستان گرامی.
جدای از هرگونه آیین و مسلکی ، تمامی اشعار خیام نیشابوری درس زندگیست و خرد ورزیست.
و تمامی انسانها را به جهل گریزی و خرد ورزی دعوت می نماید. به نظر من اگر خیام به آخرت و معاد اعتقاد می داشت دیگر آوردن بیت اول معنایی پیدا نمی کرد. چون در تمام ادایان الهی هدف خلقت و سرانجام آن مشخص شده است. ولی جناب خیام می فرمایند که کسی از دلیل خلقت و آفرینش جان و اسرار آن آگاه نیست . و در بیت دوم می فرماید که تنها چیزی که روشن است اینکه همگی در نهایت اسیر خاک خواهند شد و در پایان نتیجه گیری میکند که در چنین شرایطی از فرصت زندگی استفاده کن و شاد باش که هرچه گفته می شود جز فسانه چیز دیگری نیست.
با تشکر از همه دوستان

مرضیه - علمدار نوشته:

کلام و نظر آقای فضل ا… شهیدی حرف و کلام خیلی ها از جمله بنده نیز میباشد که ایشان با لحنی بسیار گویا آنرا بیان کردند .

آیدا نوشته:

خانمهای عزیز و آقایون گرامی از شعر لذت ببرید شاعر رو زیر سوال نبرید . عذر می خوام ولی خیام شخصیت کمی نبوده و نیست و فکر نمیکنم ما بتونیم ایشونو نقد کنیم تمام دنیا به این شاعر گرانقدر کلی ارج میگذارند امیدوارم ما هم قدر گوهری چون خیام و بدونیم .

علامت سوال نوشته:

پارسا جان فقط اینو میتونم بگم که این یه تفسیر کاملا منطقی هست و شما لپ کلام رو گفتی

حاجیکلایی نوشته:

با سلام و درود.
بسیار زیبا و تشکر از دوستان بابت حاشیه های بسیار زیبا

اسرار الهی نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
رفت از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

شفیعی کدکنی هم یه شعر زیبایی داره :
“اگر این پرده بر افتد من و تو نیز نمانیم”

و حضرت حافظ می فرماید :

حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد

براستی منظور از اسرار الهی و پرده چیست ؟!!۱

حق نگهدار تمامی دوستان

یونس نوشته:

با سلام :
خطاب به دوست عزیز که «هست از پس پرده گفتگوی من و تو » صحیح می باشد. در مورد بعضی از دوستان هم باید عرض کنم که سقراط می فرماید نادانترین افراد کسانی هستند که خود را داناترین می دانند با توجه به اینکه خیام میگه «هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز معلومم شد که هیچ معلوم نشد» ؛ اولاً اقرار به نادانی میکنه(برخلاف ما که چیزی رو ندانسته ادعای فهم میکنبم و به راحتی به خودمون اجازه قضاوت میدیم) ثانیاً اگر کافر هم باشه تمام عمرش رو به تفکر گذرونده نه به می خوارگی و عیاشی

سعید قبله مرکید نوشته:

در بیت اول خیام عالم ماوراء الطبیعه را دور از دسترس حواس انسان دانسته و بر این اساس در بیت دوم نتیجه می گیرد که به شنیده ها و ادعا های افراد که بعضاً مدعی ارتباط با عالم غیب هستند در این خصوص نمی توان اعتماد کامل کرد ( با حواس انسان قابل اثبات نیست ) . لذا خیام انسان را به بهره مندی از محسوسات و امکانات واقعی دنیا ( که در اینجا با عنوان می مطرح می سازد ) دعوت می نماید و تذکر می دهد که عمر انسان به پایان می رسد و از فرصت ها باید بهره جست.

رادمن نوشته:

من زیاد با آقای شهیدی موافق نیستم چون از قدیم گفتن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها
موضوعاتی که در حاشیه های خیام هست هیچ جای دیگه دیده نمیشه و این یعنی اشعار خیام ریشه ی متریالیستی داره

فرهاد نوشته:

خیام دانشمند است و شاعر. به همین دلیل شعرش از گونه دیگر است. مانند یک دانشمند، فقط به واقعیت های شناخته شده تاکید میکند، و هر چیز ناشناخته ای را “معلوم” فرض نمیکند.
میگوید از راز زندگی و مرگ هیچکس خبر ندارد، و تنها چیزی که معلوم است این است که ما به زیر خاک خواهیم رفت. پس می بنوش که این افسانه ها (افسانه هایی که در باره مرگ و زندگی گفته اند) سر دراز دارند.

رامین راقب نوشته:

دوستان اندیشمند و اندیش بند خیام رو همون جور که هست ببینید نه طوری که دلتون میخواد, به کسی چه مربوط که خیام چه مرام و مسلکی داشته همین قدربس که قرنهاست ملیاردها ادم از دانشمند و بی سواد رو سر کار گذاشته و هیچ کی تا به حال دستشو نخونده نشون میده که طرف خیلی از ما بهتر تو کارش وارده پس جلو یه همچین آدمی تو رو خدا سعی کنید دهن به هر گزافه ای باز نکنید و جانب احتیاط رو رعایت کنید و الا وقتی تبدیل به خاک کوزه گری شدید اون کوزه گر دهر از شما به جای خمره ی شراب گیل شیب زنه می سازده ها گفته باشم .
گیل شیب زنه = نوعی سوت گلی که در شمال کشور می سازند و در آن آب میریزند و شبیه بلبل است و کودکان با دمیدن در آن صدای بلبل در می آورند

گنجور در فیس‌بوک