گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۷

 
خیام
خیام » رباعیات
 

این کهنه رباط را که عالم نام است

و آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است

قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

داوود نوشته:

باز هم اشاره به ناپایداری هستی

علی نوشته:

پیرو سخنان دوست عزیز داود:
این دنیا سالهاست که پابرجاست و دائم مرگ و زندگی نو در آن در جریان است و همه چیز در این دنیا می ماند بجز خود انسان که اوست که در این دنیا مسافری بیش نیست.

hooshang haghbin نوشته:

آیا عالم آرامگه زمان است یا زمان آرامگه عالم؟

مجتب نوشته:

کاخیست که تکیه گاه صد بهرام است

نوشتید قصریست که تکیه گاه صد بهرام است کاخ به مضمون سروده های خیام بیشتر میخوره و بعضی کتاب ها کاخ را ذکر کردند

داود نوشته:

معنای دیگر جمشید، خورشید است.
بهرام نیز نام دیگر سیاره مریخ است.
و با توجه به اینکه خیام کلمه عالم را ذکر است مقصودش فقط زمین و پادشاهی جمشید و بهرام نبوده است از لحاظ دیگر چون خود خیام منجم هم بوده این رباعی معنای شگرف دیگری را هم مد نظر دارد با این مضمون:
که این عالم صدها ستاره مانند خورشید و صدها سیاره مانند مریخ داشته است و دارد…

حمید نوشته:

این دنیای کهن شاهد بی نهایت روزوشت بوده،

کانال رسمی گنجور در تلگرام