گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۶۴

 
خیام
خیام » رباعیات
 

بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

سرمست بدم که کردم این عیاشی

با من به زبان حال می‌گفت سبو

من چون تو بدم تو نیز چون من باشی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آیدین نوشته:

برای مصراع آخر فکر می کنم کلمه ی “چو” در شعر سکته ایجاد کرده برای وزن شعر باید بشود “چون”.
من چون تو بدم تو نیز چون من باشی.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

ناشناس نوشته:

بر سنگ زدم چو کردم این کلاّشی

پاسخ:؟

بهرام مشهور نوشته:

در نسخه ای که ادوارد فیتزجرالد از روی آن اشعار خیّام را به انگلیسی ترجمه کرده و مورد اقبال اروپائی ها قرارگرفته ، مصرع دوّم اینگونه است :سرمست بدم چو کردم این اوباشی . از نظر منطق شعر نیز سنگ بر سبو زدن عیاشی نیست بلکه اوباشی است

علی نوشته:

سرمست بدم که کردم این اوباشی
در ضمن معتبرترین تصحیح مربوط به صادق هدایت است. مرحوم دکتر غنی در رابطه با دیوان حافظ نیز مشکلات زیادی داشته اند. هرچند از ارزش کار ایشان و قزوینی کم نمیکند.

غلامحسین مراقبی نوشته:

با درود به گنجوری های پر تلاش و حاشیه نویسان گرامی
نخست این که نسخه ای که فیتزجرالد سروده هایش را از آن برگرفته، معتبر نیست، که این نا معتبری آن مجموعه، از ارزش والای سروده های فیتزجرالد نمی کاهد.
نسخه بودلیان( ۱۵۸ رباعی، کاتب شیخ محمود یربوداغی،۸۶۵ هجری قمری،کتابخانه اکسفورد، شماه ۵۹۵ مجموعه اوزلی) که کهن ترین مجموعه رباعیات خیام است، و سرشار از رباعیات جعلی است، پاره دوم را چنین آورده:
سرخوش بودم که کردم این اوباشی
سخن آقای علی در باره غنی درست است که پژوهش های غنی کم خطا نیستند، گرچه کار هدایت نیز ناسرگی های بسیار دارد و نسخه هدایت معتبرترین نیست.

ناشناس نوشته:

در مصرع اول صحبت از مستی وجوانی دارد ودر مصرع دوم با تجربه که حاصل کرده است که بعد از ر مستی و شادابی خزان وشکستی آمدنیست.

ولگرد نوشته:

طبق تصحیح محمد علی فروغی مصراع دوم “سرمست بدم چو کردم این اوباشی” است.

علی محمد نوشته:

در بیت نخست مصرع دوم لغت «عیاشی» از خانواده ی عیش به معنی «زندگی» درست است.
از آنجایی که سبو در این شعر نماد درگذشتگانی است که کاری از ایشان ساخته نیست و گوینده ی مست نشان گر مردمانی که در حال عیش یا زندگی هستند. بنا بر این گوینده در این جا کارهایی را که می تواند انجام دهد به رخ در گذشتگانی که دستشان از دنیا کوتاه است می کشد. انجام فعل نماد زنده بودن است در مقابل خاک شدگان که نماد درگذشتگان هستند.

روفیا نوشته:

از ویژگی های بارز اشعار خیام حضور مرگ است،
این مرگ اندیشی براستی کیفیت زندگی آدمی را دگرگون می کند،
مثل این است که شما نویسنده داستانی هستید که میدانید چطور باید تمام شود،
و عدم حضور مرگ در زندگی مثل این است که شما نویسنده داستانی باشید که نمی توانید پایان آن را بپذیرید!
البته نویسنده اولی بهتر میداند چگونه ماجراهای داستانش را بسامان کند در حالیکه نویسنده دوم دایما صفحاتش را پاره میکند…

بابک نوشته:

یه مصرع شنیدم : من بدم نه آنچنان بد که تو می پنداری آیا می دانید از چه کسی است یا اصلا مصرع یک شعر هست؟

پریشان روزگار نوشته:

گفتاورد:
” انکار مرگ ، همان بخش تاریک جان آدمی است،
که بی آنکه بدانیم می فرسایدمان “

روفیا نوشته:

خوب است که می دانیم مرگ سرنوشت محتوم همگان است،
و جذاب و هیجان انگیز است که نمی دانیم دقیقا چه کیفیتی دارد،
هیجان انگیز است!

نادر.. نوشته:

درود بر دوستان
.. شاید بهتر باشد بگوئیم “زندگی” سرنوشت محتوم همگان است..
آیا به راستی میدانیم که “زندگی” چه کیفیتی دارد؟
به نظرم این یکی که به نظر نقد هم می رسد هیجانش بی نهایت بیشتر است دوست من!!

کانال رسمی گنجور در تلگرام