گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۵۶

 
خیام
خیام » رباعیات
 

یک جرعه می کهن ز ملکی نو به

وز هرچه نه می طریق بیرون شو به

در دست به از تخت فریدون صد بار

خشت سر خم ز ملک کیخسرو به

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد رضا نیک زاد نوشته:

آنچه متعلق به خود شخص باشد، ارچه حقیر و اندک است،از آنچه در اختیار مردم است و ما در آن تصرفی نداریم، خیلی با ارزشتر است.

ولگرد نوشته:

مصراع سوم بدین شکل است: “دُردست به از تخت فریدون صد بار”.
دُرد (ته نشین شراب) صد مرتبه بهتر از تخت فریدون است.

بابک نوشته:

فریدون مشتاق گرامى،
با نوشته هاى جناب خالقى مطلق آشنایى ندارم…
ولى فریدون برگرفته است از تریتاونا در اوستا خود بر آمده از تریتا در زبان کهنتر که ایزدى بوده قرنها پیش از زرتشت…
کیخسرو نیز کاوى هوسرَوا در اوستاست که به گمانى فقط چند نسل پیشتر از زرتشت مى زیسته….
حال اگر گمانه زنى محققین پیرامون زمان زرتشت یعنى ١٢٠٠ الى ١٥٠٠ پیش از میلاد صحیح باشد دیگر ربطى میان آنان و کورش کبیر(قرن ششم پیش از میلاد) وجود ندارد…
نکته اى که باید بدان توجه کرد آنکه شاهنامه از منظر تاریخى دقیق نیست…

فریدون مشتاق نوشته:

بابک گرامی، سپاس از نقد شما

تعجب می کنم که با استاد خالقی مطلق آشنایی ندارید!! به هر حال فکر می کنم هر کسی درباره اسطوره های ایرانی پژوهش می کند باید با یکی از معتبر ترین و اصولی ترین تصحیح های شاهنامه آشنا باشد.

همانطور که شما هم فرمودید شاهنامه از منظر تاریخى دقیق نیست چرا که ارزش اسطوره ای دارد. شخصیت هایی هم که شما نام بردید در واقع شخصیت های اسطوره ای هستند و نه تاریخی. از این رو کار بیهوده ای است که بخواهیم برای شخصیت های اسطوره ای مانند کَوی‌هَئوسروه و ثْرَئیتَونَه زمان دقیق تاریخی پیدا کنیم و بگوییم پیش از هخامنشیان و یا پس از هخامنشیان بودند چرا که اساسا اسطوره ای و داستانی بودند!!! از این منظر باید با اسطوره شناسی آشنا باشیم.

اگر از موضوع زمان زرتشت و زمان نگارش اوستا صرف نظر کنیم که اختلافات زیادی در میان پژوهشگران وجود دارد، تردیدی نیست که اوستا در زمان اشکانیان دوباره جمع آوری شده است. فقط اشاره میکنم که برخی از پژوهشگران زمان ظهور زرتشت را همزمان با هخامنشیان می دانند. ولی این موضوع بحث اصلی ما نیست بلکه بحث تحولات و آمیختگی های شخصیت های اسطوره ای با اشخاص تاریخی مد نظر است.

همواره داستان ها به مرور تعییر می کنند و آمیختگی هایی با تاریخ پیدا می کنند. در اوستا که شما می گویید مگر چقدر از کَوی‌هَئوسروه یاد شده است؟! بسیاری از داستان هایی که درباره کیخسرو در شاهنامه وجود دارد اصلا درباره کوی‌هئوسروه در اوستا نیامده است! این نشان می دهد که شخصیت های اسطوره ای رفته رفته با شخصیت های تاریخی آمیخته شدند و شخصیت های داستانی به نسبت نوینی همانند کیخسرو شکل گرفتند. نمی توان کیخسرو در شاهنامه را عینا همان کوی‌هئوسروه در اوستا دانست چرا که کیخسرو پس از تحولات فراوان و آمیختگی های فراوان در شاهنامه ترسیم می شود. بلکه صرفا کوی‌هئوسروه در شکل گیری داستان های کیخسرو نقش داشته است. کوروش بزرگ هم در شکل گیری داستان های کیسخرو نقش مهمی داشته است و چه بسی نقش کوروش تاریخی بیشتر بوده است.

البته نابودی های بیگانگان نظیر اسکندر مقدونی و سلوکیان در این شرایط نقش داشته است چرا که منابع اصیل به دست ایرانیان نرسید و بیشتر حافظه جمعی یاد و خاطره گذشته را نگه داشت.

از این رو تردیدی نیست که حافظه جمعی ایرانیان یاد گذشتگان را در قالب شخصیت های اسطوره ای نگه داشت و در نهایت شخصیتی به نام کیخسرو شکل گرفت که بیشترین آمیختگی را با کوروش دارد. این همان مواردی است که در متن هایی که ارزش اسطوره ای دارند باید مد نظر قرار گیرد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام