رباعی شمارهٔ ۱۴
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست کس نمیداند گفت
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست کس نمیداند گفت
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
هومن نوشته:
کسی حقیقت اصلی هستی را آنچنان که هست نمی داند
داوود نوشته:
با سلام وتشکر از تمامی کسانی که در ایجاد این سایت همت کردند باید عرض کنم که در نسخه مرحوم فروغی در مصرع دوم بیت اول بسفت است که با معنی رباعی نیز هماهنگی دارد
—
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
ف-ش نوشته:
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست کس نمیداند گفت
کساتی گفته اندجهان خلقت سه بخش دارد
بخش ظاهر که به نظر شناخته میرسد
بخش ناشناخته که امکان دارد کسانی کم وبیش به آن پی ببرند
وبخش ناشناحتنی که هیچکس از آن سر در نمی آورد
این سخنی است که بردل می نشیند و میتوان برای آن تائید قرآنی ذکر کرد که از عالم غیب کسی سردر نمی آورد فقط میتوان دانست که چنین عالمی وجود دارد
در باره ناشناختنی یا عالم غیب میتوان گفت که سوی دیگر همین چیزهائی است که میبینیم نه اینکه چیز جداگانه ای باشد بلکه علت وجودی این چیزهای مشهود است .
بعضی فیزیکدانان جدید در یافته اند که ماده از تموج میذانهای غیر مادی ساخته شده است چنانکه کوچکترین ذره اتم وزن و حجم ندارد وانگارمنتهی به چیزی غیر مادی میشود
وخیام چه جالب میگوید که این عالم را “زان روی که هست کس نمیداند گفت”و از نظر اهلش چه درست و دلنشین است