گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

ناب در اصل اناب بوده و الف ان افتاده معنی ان بی اب بوده است و برای موادی که خشک انها گران تر است به کار می رفته است

امیر نوشته:

با سلام البته بنده در صحت و سقم این که در این رباعی معنای ادبی “ناب” به آن معنی که شما اشاره نمودید سوادی ندارم که اظهار نظر کنم.

اما درسی که خیام در این رباعی به خواننده می دهد اینست که استعاره ی “می” رسیدن به به آگاهی ورای عقل است، آگاهی که از سرچشمه ی آگاهی ها برگرفته شده و برای همین “ناب” و “خالص” است.

خیام بدلیل اینکه خدمات بسیاری را در زمینه ریاضیات، نجوم و فلسفه به بشر کرد، در بسیاری از اظهار نظر ها فردی عقلگرا معرفی می گردد، که مقام عشق را رد کرده است، که خود در رباعی دیگری اذعان می دارد که “فلسفی نیم” و خط بطلانی بر این نظرات است.

اما در این رباعی به وضوح عقل را سدی در مقابل کسب آگاهی در مقام عشق می داند. و اشاره ایشان به “ناب” یعنی آگاهی خالص یا همام اشراق و الهام که انسان را در معرض دریافتهایی قرار می دهد که تا کنون از آن بی خبر بوده، و به همین جهت خالص و عاری از تخلیط و غش با تجربه های عقلی است.

خیام مقام عقل را نیز رد نمی کند، بلکه مقام عشق جای دریافت الهام و الهام فراعقلی و شهود است و مقام عقل جای استنتاج و ترجمه دریافت ها.

از صبر و حوضله خوانندگان سپساسگزارم

امین کیخا نوشته:

با درود به امیر جانم سپاس از خواندنت

محسن نوشته:

نمیدونم چرا دیگه همچین شعرای بزرگی پیدا نمیشه .

بهرام مشهور نوشته:

بسیار جالب است که در اینجا خیّام به مولانا نزدیک می شود و هر دو ، عقل یا علم ظاهری بشر را تمسخر مهر و عشق می کنند ! لابد این پرسش از این سخن بنده پیش می آید که :
خیّام بخاطر مِی است که عقل را پس می زند نه برای مهر و عشق ؟ پاسخ من چنین است : بلی امّا باید درک کرد که مِی خوردن اشخاصی نظیر خیّام نه برای عیاشی و بدمستی است که برای رسیدن به احساس والاتری است که در نبود مِی در انسان معمولاً تیست ! تأثیر حتی مستی در انسان آنگونه است که بنا بر ضرب المثل های اصیل پارسی : مستی و راستی ( که با هم است ) یا در زبان حال جاهلان بعنوان یک قشر خاصّ اجتماعی و نه بعنوان جاهل و نادان ، در تعارف مشروب می گویند برو بالا تا روشن شی ! یعنی به حالتی برسی که در روشنی چیزهای دیگری که در ورایند را ببینی . مولانا نیز در این خصوص گفته های فراوانی دارد نظیر :
عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها
( شش جهت : بالا و پائین ، چپ و راست و عقب و جلو )

کانال رسمی گنجور در تلگرام