معمای عجیبی است به دنیا آمدن و رنج کشیدن و به روشن بینی و کمال نسبی رسیدن و بعد مدفون شدن وهیچ شدن ودر صورتی واقعا معماست که قضیه به همین هیچ شدن ختم شودواین حرکتی خواهد بود کاملا عبث و توجیه نا پذیر
ومی بینیم جسم رشد تدریجی دارد وکامل میشود و دوباره به سستی ونقصان میگراید ولی این سستی ونقصان کامل نیست زیرا چیزی کمال یافته دارد قضاوت میکند اگر این نقصان کامل بود میبایست میل قضاوت و کنجکاوی نیز همراه آن به نقصان گراید در صورتیکه انگارچیزی در درون جسم نه تنها ناقص نشده بلکه به کمال نسبی رسیده است و گوهر قیمتی که خیام به آن اشاره کرده همین است نه آن جسم فرسوده
به هر حال اگررنجها و بیدادگریهای چرخ فلک را به درد زایمان چیزی گرانبها تشبیه کنیم که پاینده است قاعدتانمیشود گفت چرخ فلک کینه توز است تاسفی نخواهد بود از اینکه جسم ها وگوهرهای قیمتی در سینه خاک قرار گرفته اند
به هر تقدیراینکه خیام حیرت وکنجکاوی انسان را تحریک میکند خیلی جالب توجه وارزشمند است
hooshang haghbin نوشته:
از خیام بعید است که حرف غیر علمی بزند.
هستی از یک قانونمندی پیروی میکند،
خواه کسی در پی کشف این نظم باشد یا نباشد.
خرابی، کینه توزی ،بیدادگری، دون صفتی، …از کاشف مدعی است.
sadaf نوشته:
در بیت دوم خاک ایهام دارد و منظور از خاک انسان است که اگر سینه ی این کالبد خاکی شکافته شود دل که ارزشمند ترین بخش وجودی انسان است و در برگیرنده ی اخساسات و عواطف مختلف مانند کینه و بیدادگری و دیگر عواطف انسانی است پدیدار می شود .
با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
Farhang نوشته:
This is true! Think about, how many good peoples morderd and is under ground during religiones power in Iran?
ف-ش نوشته:
معمای عجیبی است به دنیا آمدن و رنج کشیدن و به روشن بینی و کمال نسبی رسیدن و بعد مدفون شدن وهیچ شدن ودر صورتی واقعا معماست که قضیه به همین هیچ شدن ختم شودواین حرکتی خواهد بود کاملا عبث و توجیه نا پذیر
ومی بینیم جسم رشد تدریجی دارد وکامل میشود و دوباره به سستی ونقصان میگراید ولی این سستی ونقصان کامل نیست زیرا چیزی کمال یافته دارد قضاوت میکند اگر این نقصان کامل بود میبایست میل قضاوت و کنجکاوی نیز همراه آن به نقصان گراید در صورتیکه انگارچیزی در درون جسم نه تنها ناقص نشده بلکه به کمال نسبی رسیده است و گوهر قیمتی که خیام به آن اشاره کرده همین است نه آن جسم فرسوده
به هر حال اگررنجها و بیدادگریهای چرخ فلک را به درد زایمان چیزی گرانبها تشبیه کنیم که پاینده است قاعدتانمیشود گفت چرخ فلک کینه توز است تاسفی نخواهد بود از اینکه جسم ها وگوهرهای قیمتی در سینه خاک قرار گرفته اند
به هر تقدیراینکه خیام حیرت وکنجکاوی انسان را تحریک میکند خیلی جالب توجه وارزشمند است
hooshang haghbin نوشته:
از خیام بعید است که حرف غیر علمی بزند.
هستی از یک قانونمندی پیروی میکند،
خواه کسی در پی کشف این نظم باشد یا نباشد.
خرابی، کینه توزی ،بیدادگری، دون صفتی، …از کاشف مدعی است.
sadaf نوشته:
در بیت دوم خاک ایهام دارد و منظور از خاک انسان است که اگر سینه ی این کالبد خاکی شکافته شود دل که ارزشمند ترین بخش وجودی انسان است و در برگیرنده ی اخساسات و عواطف مختلف مانند کینه و بیدادگری و دیگر عواطف انسانی است پدیدار می شود .