گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۱۶

 
خیام
خیام » رباعیات
 

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

FARSHAD_ KING نوشته:

این رباعی بی شک یکی از بهترین رباعیات خیام است باتشکر از مدیریت سایت که کلکسیونی از بهترین اشعار فارسی را جمع اوری کرده است

👆☹

arian نوشته:

تمامی رباعیات خیام زیباست شاید بتونیم بگیم این خلاصه ای از اکثر شعرهاونظر خیام نصبت به زندگی

👆☹

محسن نوشته:

واقعا زیبا و فوق العاده است . واقعا دوستش دارم این رباعی رو …

👆☹

بیژن نوشته:

از مدیریت سایت برای جمع آوری یک کلکسیون ارزنده سپاسگزارم

👆☹

می گسار نوشته:

بهترین شعر از زمان Big Bang تا بحال.

👆☹

سامان نوشته:

من این شعر خیام رو خیلی دوست دارم
اینم بگم که این شعر در مجموعه “مردی که نفسش را کشت” اثر صادق هدایت از خیام نقل شده

👆☹

م.فتوحی نوشته:

اگر منظور خیام از “چون عاقبت کار جهان نیستی است” این است که دنیا بیهوده آفریده شده ، وای بر خیام و وای بر کسانی که پیرو گفته‌های خیامند …

👆☹

احسان نوشته:

م.فتوحی لطف کن درباره شاعر بزرگی مثل خیام نظر نده…که ما پیروان خیام امثال تو را بر سر ممبر زیاد دیدیم…کسی مجبورت نکرده خیام بخوانی…

👆☹

حمید نوشته:

ای کاش رسد که روزی قد حکیم بفهمیم
با هم رسیم به جایی درب بهشت ببندیم
از بن کنیم جهنم از دل به این بخدیم
همه خوش باشید بخصوص شمایی که زحمت این کارو کشیدید تا مثل منی دسترسی به این اثار گهربار داشته باشیم . سپاس

👆☹

اسماعیل نوشته:

خیام اگر زباده مستی خوش باشد
گر با صنمی دمی نشستی خوش باش
پایان همه عمر جهان نیستی است
پندار که نیستی چو هستی خوش باش

صنم و ماهرخ تفاوت ها دارند

👆☹

فرهاد نوشته:

خیام هزار سال پیش از این بسیار مدرن فکر میکرد … هزارسال جلوتر از زمان خودش!

👆☹

ناشناس نوشته:

بیجهت نیست پوتین عاشق خیام است. سخت نگیرید. مگر دانشمندان ما همه مطهری بوده اند. مهم این است شعر خیام جهانی است.

👆☹

سید حسین هاشمی نوشته:

در غرب بیشتر از اینکه خیام نیشابوری به عنوان یک شاعر بشناسند به عنوان یک ریاضی دان فیلسوف و مهندس و از همه مهمتر منجم میشناسن اما افسوس به ما … در تاریخ کاملا مشخصه که یک ابر انسان فراتر از دوره خودش و حتی الان بوده اما چون به لحاظ تاریخی با حسن صباح و خواجه نظام الملک هم دوره بوده کمتر در تاریخ زمان خود اثر گذاشته است در ضمن امروزه یکی از نظریات بسیار قوی فیزیک کوانتوم پدید امدن این دنیا در هر لحظه از هیچ است بوزون هیگز رو با دقت مطالعه بفرمائید.
حالا ما به هم بپریم که من راست میگم تو اشتباه میکنی …

👆☹

مهدی نوشته:

سلام. یه نکته ای در مورد این رباعی میخواستم بگم. کسی که از باده مسته و ماهرخی هم کنار نشته دیگه احتیاجی به نیازی به جهان و عاقبت جهان نداره و اونی که اینها رو نداره همون بهتر که بره بمیره (که شامل اکثر ماها میشه)

👆☹

hana نوشته:

جهان از نیستی بوجود اومده….کاش اینو همه مثل خیام درک میکردن

👆☹

میلاد نوشته:

دوست عزیزی نوشته بودن که خیام نوشته پایان کار جهان نیستی هست و وای برخیام و دوست دارانش . دوست من خیام بزرگترین کیهان شناس زمانه بوده و به این درک رسیده بوده که ستاره ها میسوزن انرژی مصرف میکنن و بعد خاموش میشن . کیهان روزی خاموش خواهد شد و کاملا درست حدس زده بوده اونم ۲د ها سال پیش

👆☹

ایمان نوشته:

به نظر من خیام تنها شاعری است که بدون حاشیه اصل مطلب را گفته.وآن را به خوبی درک کرده است. درپاسخ به کسانی که خیام را کافر می خوانند. این رباعی رانقل می کنم که به حکیم خیام نسبت می دهند اگر چه گمان نمی رود از او باشد ولی به هر حال رباعی زیبایی در جواب این سبک مغزان است. بااین دو سه نادان که چنین می دانند /از جهل که دانای جهان ایشانند/خرباش که این جماعت از فرط خری/هرکه نه خراست کافرش می خوانند شیخ ابو علی سینا نیز به همین درد مبتلا بوده واورا نیز مانند حکیم خیام کافر میخواندند که این رباعی نیز از قول آن فیلسوف یگانه نقل کرده اند کفر چو منی گزاف وآسان نبود /محکم تر از ایمان من ایمان نبود/در دهریکی چو من وآن هم کافر /پس در همه دهر یک مسلمان نبود

👆☹

Saman rahmani نوشته:

رباعیات حضرت خیام همگی زیباهستن که استاد بی چون وچرای موسیقی ایران درکنسرت شبهای نیشابورباصدای ملکوتی خوداین اشعاررادوچندان زیباکرده که هروقت به این آلبوم استادشجریان گوش میدم ازخودبیخودمیشوم

👆☹

جعفر نوشته:

با سلام
دوستان چیزی که عقل ناقص بنده از این رباعی فهمید تقریبا هیچ ربطی به کفر خیام ندارد لیکن دلیل بر بزرگی خیام است : در لحظه زندگی کن و چون عاقبت کاری که برای دنیا انجام شود نیستی است پس سعی کن خوش باشی.
خیلی معذرت میخواهم اگر اشتباه متوجه شده ام راهنمایی ام کنید متشکر

👆☹

مهناز ، س نوشته:

این بازی ِنرد ِ عمر بس کوتاه است

آن برد درین قمار کو آگاه است

صبح است و نسیم ورنگ و بوی گل سرخ

دریاب نوایی که درین خرگاه است

رباعی از ” نیا “
جایی خواندم :
یک دوستی داشتم،
پلوی غذایش را خالی می خورد،
گوشت و مرغش را می گذاشت آخر کار، می گفت:
می خواهم خوشمزگی اش بماند زیر زبانم.
همیشه هم پلو را که می خورد سیر می شد، گوشت و مرغ غذا می ماند گوشه ی بشقابش،
نه از خوردن آن پلو لذت می برد،
نه دیگر ولعی داشت برای خوردن گوشت و مرغش، برای جاهای خوشمزه ی غذا…

زندگی هم همینجوری ست.
گاهی شرایط ِ ناجور زندگی را تحمل می کنیم،
و لحظه های خوبش را می گذاریم برای بعد،
برای روزی که مشکلات تمام شود.
هیچ کداممان زندگی در لحظه را بلد نیستیم.
همه ی خوشی ها را حواله می کنیم برای فرداها،
برای روزی که قرار است دیگر مشکلی نباشد،
غافل از اینکه زندگی دست و پنجه نرم کردن با همین مشکلات است.
یک روزی به خودمان می آییم می بینیم یک عمر در حال خوردن پلو خالی ِ زندگی مان بوده ایم و گوشت و مرغ لحظه ها، دست نخورده مانده گوشه ی بشقاب،
دیگر نه حالی هست،
نه میل و حوصله ایی.
به راهی که اکثر مردم می روند بیشتر شک کن،
زیرا اغلب مردم فقط تقلید می کنند
چه خوب است که از حال لذت ببریم
مانا باشید

👆☹

احمدرضا نوشته:

رباعی زیباییست و مفهوم جالبی دارد
ولی نکته ی جالب تر آشنا بودن اروپایی ها و آمریکایی ها با این شاعر بزرگه
این رباعی روی بدن امبر هرد تتو شده و به گفته ی خودش عاشق خیام و ادبیات ایرانه
خب من بیشتر طرفدار فیلمم

👆☹

رادوین نوشته:

با درود فراوان به دوستاران عرفان
جناب خیام این دو بیتی رو در وادی شش عطار یعنی وادی حیرت سروده اند. دوستان عزیز لطفا اشعار مولوی و عطار و خیام و حافظ و سعدی و ….بقیه عرفا رو سطحی نگاه نکنید و سعی نکنید که با دید خودتون تفسیر کنید. سپاسگزارم

👆☹

حسین نوشته:

رادوین جان
به خدا که لازمه طرز فکرتو عوض کنی
بیراهه

👆☹

سخن نوشته:

دوست عزیزی که گفته وای برخیام من نظر سایر دوستان را نیز خواندم به نظر بنده منظور خیام از عاقبت کار جهان نیستی است یعنی در آخر همه میمیریم و قیامت میشود و از جهان مادی ما چیزی باقی نمیماند. منظور خیام این نبود که دنیا بیهوده آفریده شده لیک منظور ایشان این بود که پایان دنیا نابودی است.

👆☹

شاهو (Idol Breaker) نوشته:

با سلام.
خیام یک شاعرِ هیچ‌انگار و پوچ‌گرا بوده است که تفکّر و ایدئولوژی (Ideology) وی از زندگی فقط خوردن و نوشیدن و شکم و زیرشکم است. تفکّر خیّام بیشتر به تفکّر مکتب کلبیون (Cynicism) می‌ماند که دنیا را صرفاً محدود به کامجویی مطلق کرده‌اند.
عقیده‌ی خیّام بسیار متزلزل است و ثُباتی ندارد، و مبنای زندگی را به مادّی‌گرایی و ماتریالیسم (Materialism) تفسیر کرده است:
“Eat, drink, and be merry, for tomorrow we die”
بخور، بنوش، و شادکام باش، فردا میمیریم!
طبعاً چنین ایده‌ای از زندگی انسان را به سعادت نمی‌رساند، بلکه بی‌معنایی و پوچی را به ارمغان می‌آورد.
رابرت جَی لیفتُن می‌گوید:
«انسان‌ها بیشترین آمادگی را برای کشتن دارند وقتی احساس کنند که بی‌معنایی بر آنها چیره شده است.»
Robert Jay Lifton, History and Human Survival (New York: Random House, 1969)
البته ما مطمئن نیستیم که این شعار را خودِ خیّام سروده باشد، چون خیّام در جهانِ غرب بیشتر به سببِ آثارِ نجومی و نظریه‌های ریاضی مشهور است، انتسابِ این اشعار به عُمرِ خیّام جای تحقیق و واکاوی عمیق دارد. در هر حال این تفکّرات بیشترین زمینه را برای تخریبِ انسان‌های پاک سیرت ایجاد می‌کند، و بقای انسانی را به مخاطره می‌اندازد.
مرتضی مطهری در یکی از کتابهایش از گاندی نقل می‌کند که:
«تمدّن غربی اگر غربیان را مبتلا به خوردن مشروب و توجه به اعمال جنسی نموده است، به خاطر این است که غربی به جای «خویشتن جویی» در پی نسیان و هدر ساختن «خویش» است… وقتی انسان روح خود را از دست بدهد، فتح دنیا به چه درد او می خورد؟» [مجموعه آثار/ جلد ۲/ صفحه‌ی ۳۰۵]
انسانِ عاقل مِی‌خوارگی را زائل‌کننده‌ی مغز می‌داند، و کامجویی و بهره‌های زندگی را تنها مشروط بر لذّت‌هایی می‌داند که سعادت و رُشد وی را در پِی داشته باشد.
سایت معتبر علمی Science Alert در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که مصرف مشروبات الکلی حتّی به اندازه‌ی بسیار کم هم عاملِ سرطانِ کبد و ۶ نوع سرطانِ دیگر است.
http://www.sciencealert.com/alcohol-can-cause-seven-forms-of-cancer-new-analysis-finds
پس چطور و بر طبق کدام مبنا مِیگساری و دعوتِ به هیچ‌گرایی توسّطِ خیّام قابل ستایش باشد؟
فتأمّلوا أیّها العقلاء!
So, Be Thinking O Wises!

👆☹

حمید رضا۴ نوشته:

جناب شاهو (Idol Breaker) گرامی،
خیام دانشمند و شاعریست معتبر در سطح جهانی و افتخار ما ایرانیان.
خیام در کنار کار و خدمت به بشریت میل داشت اوقات فراغت خود را بدون آزار به کسی خوش و شاد باشد و علاقه ای به پرداختن به باورهای موروثی نداشت.
بسیاری مردم جهان نیز مانند خیام، از ژاپن گرفته تا کانادا و تا شیلی، هم دانشگاه ها و هم بساط خوشگذرانی شان، هرکدام به جای خود برپاست. رکورد میانگین عمر و یا کیفیت زندگی بدی هم ندارند.
ضرر و زیانی هم که فرمودید کمتر از مصرف شکر و نشاسته و چربی حیوانی نیست.
قرن هاست که بشر با باورهای موروثی و تحمیل روش زندگی به جان هم افتاده اند و به خاطر “هیچ و پوچ” یکدیگر را نابود می کنند.
بهتر است “عقل” مان را در راه بهتری بکار گیریم.

👆☹

حمید رضا۴ نوشته:

با پوزش، در جمله پنجم “بیشتر” درست است نه “کمتر”.

👆☹

مهدی نوشته:

گاوی ست بر آسمان قرین پروین
گاوی ست دگر نهفته در زیر زمین
گر بینایی ، چشم حقیقت بگشا
زیر و زبر دو گاو، مشتی خر بین
دوست محترمی که eat وdrinkوbe merry را دون مقام انسانی میداند توجه داشته باشد که در همه ی ادیان بجز اسلام شرب مسکرات منع شرعی ندارد.در ضمن شما از کجا به دین و مسلک خیام پی بردید ؟ در مورد be merry که فرمودید ، ماشالله تعدد زوجات روال جاری بوده و هست. الان هم صیغه ی موقت موجود است. در مورد eat از قرار فقط مرتاضان هندی آنهم از روی ناچاری و نداری مراعات میکنند.گاهی اوقات علم و آگاهی خود بزرگترین مانع درک درست از مطالب میشود .گفته اند العلم حجاب الاکبر !

👆☹

مهدی نوشته:

شاهو نازنین فرموده :
نسانِ عاقل مِی‌خوارگی را زائل‌کننده‌ی مغز می‌داند، و کامجویی و بهره‌های زندگی را تنها مشروط بر لذّت‌هایی می‌داند که سعادت و رُشد وی را در پِی داشته باشد………
عزیز دل برادر ، اتفاقا خیام این اشعار را اختصاصا برای افرادی با افکار جزمی و تعصبات خشک بیان داشته . شما با کدام متر و معیاری میتوانی کامجویی و بهره های زندگی اشخاص را که سعادت و رشد آنها را در پی دارد اندازه بگیری ؟ جز اینکه آنچه را که خودت لذت مشروع میپنداری به دیگران تحمیل کنی وگرنه چطور اینچنین نسخه ی خیام را پیچیدی که گویی الان در قعر جهنم ذغال در آتشدان میریزد !!!!
اتفاقا خیام ابدا بر عقل تاکید ندارد. همانی که شما بر آن تاکید موکد داری عقل است که خیام از آن گریزان است. خیام خرد را می ستاید نه عقل را دوست عزیز.همه ی آدمیان کمتر و بیشتر عقل دارند ، خرد است که نایاب است.شما که دستی در زبان لاتین داری بیشتر از امیلی دیکنسون مطالعه کن تا خیام را بهتر بشناسی .
انشالله

👆☹

امیر نوشته:

شاهو از قول رابرت لیفتون نوشته:
«انسان‌ها بیشترین آمادگی را برای کشتن دارند وقتی احساس کنند که بی‌معنایی بر آنها چیره شده است.»

این ایده ایه که خیلی از متفکران دوست دارن روش تاکید کنند اما واقعیت و تجربه بشری چیز دیگه ای میگه. اتفاقا انسان هایی که از فرط! معنا دیگران رو کشتن خیلی بیشتر از دیگران اند

نمونه جدیدش داعش است و نمونه قدیمش هم جنگ های صلیبی :)

👆☹

شاهو (Idol Breaker) نوشته:

با درود.
اتّفاقی که در نت گردش می‌نمودم، کامنت‌های این آقایان را مشاهده نمودم، ولی انتظار داشتم تا با نقدی قوی و مستدل و محکم مواجه گردم، نه صرفاً واژه‌های احساسی و سخنانِ پندارمآبانه و دفندهای جانبدارانه!
شراب (خمر) باعثِ سه بیماری کبدی می‌شود:
چربی کبد (Fatty Liver)، هپاتیت (Hepatitis)، سیروز (Cirrhosis)
سالانه اعانه‌ی ۱۰۰,۰۰۰ مرگ است و ده‌ها برابر از دارو آسیب‌رسان‌تر است! باعثِ افسردگی و ناآرامی‌های درونی و سردردِ میگرنی شدید بدلیلِ وجودِ هیستامین و پوسیدگی دندان‌ها به سببِ مواد اسیدیته می‌شود و همین بس که عقل را به انحراف و بی‌راهه می‌برد که بزرگترین عاملِ جُرم و جنایت‌ها و تصادفاتِ جادّه‌ای می‌باشد.
آیا اگر یک شخصِ شرابخوار به خواستگاریِ دختر یا خواهرتان بیاید، او را به عقدِ این شخصِ سرمست در می‌آورید؟
این اشعارِ بی‌معنی که فقط دارای نظم و قافیه می‌باشد، چه سودی برای بشریت دارد جز اینکه آدمی را به پوچ‌گرایی و نیهیلیسم (Nihilism) می‌رساند؟
محمّد قطب (Muhammad Qutb) نویسنده‌ی مصری می‌گوید:
«آیا برای انسان دیگر اخلاقی باقی می‌ماند، او که شتابان شتابان به دنبالِ دیوشهوتِ جسمانی خود دیوانه‌وار می‌دود، و نیروی انسانی خود را در یک جنبه‌ی تاریک از جوانبِ زندگی، و در یک سطحِ پائین که جز برای حیوان شایسته نیست تباه می‌سازد، و حدودِ اراده‌ی خود را که خدا فقط از میانِ همه‌ی موجودات به او معیّن کرده درهم می‌کوبد، و کارِ خود را عاقبت به جائی می‌رساند که حتی ضوابط و حدودِ فطرتِ خود را از دست می‌دهد، در صورتیکه حیوان همیشه از آن بهره‌مند است!؟» [جاهلیتِ قرنِ بیستم/ محمّد قطب/ صفحۀ ۳۹۵]
براستی که همین دو بیتِ خیّام برای تباهی بشریت و انحطاطِ اخلاقی‌اش کافیست؛ باده و مستی، سپس ماهرخ و سکس! پس از آن نیز بُریدن از دین و گسستنِ ایمان. شگفتا از انصاف و مروّت و غیرتِ کسانی که این اشعارِ ویرانگر را می‌ستایند!

👆☹

حمید رضا۴ نوشته:

جناب شاهو،
جنگ و کشتار و جنایت و تجاوز و بی عدالتی و دزدی که در طول تاریخ تا به امروز با نام دین و ایمان بر مردم روا شده و می شود در قیاس با نتایج چند فقره بیماری و سر درد و پوسیدگی دندان که ذکر کردید شرم آور است. شگفتا از انصاف و مروّت و غیرتِ کسانی که این واقعیات را نادیده میگیرند!

👆☹

ناصر نوشته:

اگر ماهرخی در کنار است او را برانید وگر ساغری در دست دارید بشکنید. در آن دنیا همه چیز مهیاست ، از حوری و غلمان و شراب و ،،،،
یعنی بمیرید تا خوشی ها را دریابید. برای چه زنده اید ؟
دین دار باشید تا نجات یابید .
خوشی های این دنیا را به امید هپروت کنار بگذارید .

👆☹

ناصر نوشته:

میفرماید : خوشی های دنیا را به امید واهی کنار نگزارید.

👆☹

شاهو (Idol Breaker) نوشته:

کاربر #حمید_رضا۴
اگر بخواهیم پرونده‌ی تاریخ را باز کنیم، باید قاضی منصفی باشیم تا از هواخواهی‌های جاهلانه و اغراضِ شهوانی و امیالِ نفسانی بدور باشیم.
همانطور که واقف هستیم، پرونده‌ی تاریخِ کُشتارِ آتئیسم (Atheism) و کمونیسم (Communism) با رهبری لنین، استالین، مائو تسه، هیتلر، پل پت، تیتو، پاوِلیک و… بسیار تیره و تار است تا جائی که بیش از ۱۰۰ میلیون نفر فتل عام کرده‌اند و جنگ‌های جهانی‌ای که بوقوع پیوسته، هیچ انگیزه و محرّکی دینی پُشتِ آن نبوده است. آیا این جنگ‌ها و ژنوسایدها را نیز محکوم می‌کنید؟
گرچه مبحث را خلط با چیزِ دیگری نمودید و از پرداختن به ابیاتِ فوق بیم‌ناک هستید و این منصفانه نیست. لیکن صرفنظر از دین و عقیده و هر ایدئولوژی، ابیاتِ فوق نزدِ هر صاحب خردی منفور و بی‌معناست و شخصِ ذکی می‌داند که چقدر کُشنده است.
أبو الفضل ابن الرّضا برقعی قُمی در کتابِ «حافظ‌شکن» در موردِ اشعارِ حافظ می‌گوید:
«بشر طالبِ زیبایی و جمال است، در هر کجا زیبایی و جمال بیند دل به آن می‌سپارد، اگرچه در اشعار و گفتار باشد. به همین جهت شاعری که کلماتِ زیبا و مسجّع و مقفّی و آزایش شعری دارد، مردم را به خود متوجّه می‌سازد. شاعرانِ حقیقی اگر حقایقی را در زیرِ کلماتِ خود جلوه دهند، می‌توانند خدمتی کنند، ولی اگر به توسّطِ کلماتِ زیبا مطالبِ بی‌اساس را مجسّم سازند، خیانت نموده‌اند. اکثرِ شُعرا به صرفِ آرایشِ شعری و کلمات زیبا اکتفا نموده و موهومات و شهوات را جلوه داده‌اند…. شاعری که قریحه‌ی شعری دارد و می‌تواند الفاظِ زیبا را به رشته‌ی نظم درآورد، باید آنرا در مطالبی که به حالِ جامعه مفید و هم مواّد زیبا باشد… حافظ مردی بوده فاضل و دانشمند و در فنّ شعر و سجع و قافیه و زیباگویی استاد بوده، امّا این استادی را بیشتر در زینت دادنِ شهوات مصرف کرده است.» (پایان Quote)
اکثرِ این شاعران امثالِ خیّام و حافظ و وحشی بافقی و مولوی، جدای از شعرهایی که در مدحِ مسائلِ سکسی و همجنس‌بازی و ‌بای‌سکشوال و آلتِ تناسلی و شهوات و میخوارگی و عشرت‌طلبی سروده‌اند، همواره انسان‌هایی ترسو بوده‌اند که شاهانِ ستمکار و زورگو را در اشعارشان مدح کرده‌اند.
مشکلِ مردمانِ ایرانِ ما این است که از انسان‌های بلندآوازه بُت می‌سازند و مجالِ هیچ رخنه‌ای بر یک شخصیتِ شهیر یا مقبولِ عامه را با توجیهاتِ سُقم نمی‌دهند تا موردِ نقد قرار گیردند و اشتباهاتش تصحیح شود و مردمان بخاطرِ بی‌فکری این افراد در سقوط و انحطاط نیفتند. امّا دلیل چیست؟ چون خیّام یک شاعرِ چیره‌دست در تصنیفِ شعر است، پس شراب منظور آبِ روحانی و مستی به معنای غرق شدن در عشق و مِی و عرفان بوده، ماهرخ حمل بر معشوق و خوشی نیز مجازی تعبیر می‌شود!
وقتی هم معنای تحت اللّفظی مراد گردد، دلیل این خواهد بود که شراب از قند و شکر و نشاسته و چربی حیوانی که بدتر نیست، و ماهرخ منظور از آزادی جنسی است، چرا باورهای موروثی کنار نمی‌گذارید و به خیالِ عالمِ هپروت و امیدهای واهی از خوشی‌های دنیوی لذّت نمی‌برید؟!
در واقع سفهاء تنها حقیقتی خودْ دلآرام می‌خواهند که در پناهِ آن انس گیرند تا مأوایی برای حقیقتِ کذایی خویش بیابند و در سایه‌سارِ آن بیارامند، چنانکه گفته‌اند:
«Most people don’t really want the truth, they just want constant reassurance that what they believe is the truth.»
اغلبِ مردم واقعاً حقیقت را نمی‌خواهند، آنها فقط اطمینانی مداوم می‌خواهند که آنچه بدان معتقد هستند حقیقت است!
لذا به عقل و خِرَدمان رجوع کنیم و سلاسل و قبودِ بندگی را از گردن‌هایمان بگسلیم بایسته‌تر است…

👆☹

حمید رضا۴ نوشته:

شاهو جان،
هیچ خلطی در مبحث از سوی من انجام نشد. این شما بودید که دین و ایمان را به میان آوردید. من فقط واقعیاتی را در آن مورد با دیگر مثال های خودتان به مقایسه و قضاوت گذاشتم.
در واقع این شما هستید که به آشکار، علاقه ای به گفتگو درباره ظلم و ستم های روا شده بر مردم جهان در راه دین و ایمان را ندارید، و همانطور که حدس می زدم آنها را نادیده میگیرید.
سپس با مثال های بی ربط از بی عدالتیِ دیگر افراد و گروه ها (صد البته همه شان به شدت محکوم هستند) و درجِ چند واژه انگلیسی و یکی دو رقم آمار در تلاشِ تغییرِ گفتگو هستید.
این اتهام که من از پرداختن به ابیات فوق بیمناک هستم نیز نادرست است. این ابیات شیوه زندگی من هستند و خواندن آنها برایم یاد آور اینست که زندگی قرار است شیرین باشد، هر چند هم باورانِ شما و تحمیل گرایان و زورگویان، روزگار را بر کام دیگران تلخ می کنند.

👆☹

جواد نوشته:

سلام و درود به اهل شعر و ادب که خوشبختانه اهل نطق کردن هم هستید
لازمه یک کلام بگم هم در جواب دوستی که خیام رو پوچ گرا گفت و هم در جواب دوستی که گفت وای بر تو خیام
دم حافظ گرم با این شعرش که بسیار چاره ساز است:
من اگر نیکم اگر بد
تو برو خود را باش
من نمیدونم چرا اینطوری است که در ایجا به همه چیز ایراد میگیرند
یکسری خیام رو بت میکنند برای خودشان و یکسری بت شکن میشوند :دی
در مورد کتاب ها هم اینطوری است.یکسری افراد تعریف میکنند و میگند که پر فروش ترین بوده و اون وقت یک گروهی میشینند و اون کتاب رو میکوبند
واقعا در این وضعیت آیا حرف خیام خیلی به درد نمیخوره؟
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
من نمیدونم چرا اینقدر میخواهید همه رو محدود کنید چرا میخواهید همه رو نجات بدید؟بابا خدا تو قرآن به پیغمبرش میگه تو وکیلشون نیستی
به زبان ساده تر
هر کسی چوب اعمال خودش رو میخوره.شما تنها وظیفه ای که داری اینه خودت خوب باشی
وقتی خودت خوب باشی.امر به معروف کردنت از روی حرف مفت زدن نیست بلکه از روی عمل کردنت هست
خدا تو قرآن میگه:
فبشر العباد الذین یستمعون القول…
میگه ای پیامبر باشرت بده بندگانی رو که
توجه کنید که خدا نفرمود مومنان یا مسلمانان یا متقین یا… گفت بندگان
بشارت بده بندگانی رو که سخن رو گوش میدهند و به بهترینش عمل میکنند
یعنی چی؟
یعنی شخص با چشم باز همه چیز رو ببینه و خودش با عقلش تصمیم بگیره و عواقب تصمیمش رو بپذیره
کاش یاد بگیریم که هر چی هستیم بای خودمون هستیم
و اینقدر در زندگی بقیه و طرز فکرش دخالت و تجسس نکنیم کهخود قران میگه
و لا تجسس..
و در پایان
نهایت ادب و احترام برای تک تک دوستانی که نظر دادن قائلم و علاوه بر ناراحتی از یکسری رفتار هایی که اون دوستان نادونسته کردند و باعث میشه جبهه بگیرند مقابلشون .خوشحالم که هم وطن هایی اینقدر فهمیده و با شعور دارم.
دوست دار شما :)))

👆☹

جواد نوشته:

بازم سلام
یه چیزی یادم رفته بود
اینکه دوستی که همش گیر دادی به باده و میگی مست میکنه و پدر آدم رو در میاره و اینا
منم باهات موافقم
اگه باده .باده انگور باشه شراب باشه مشروبات الکلی باشه چه میدونم عرق باشه ولی به این توجه کن که
باده ی ما باده ی انگور نیست
شهد ما در لانه ی زنبور نیست
باده ی ما شهد علم احمدیست
اولین شرط حضورت بی خودیس
بی خود از خود شو خداوندی مکن
با خداوند جهان رندی مکن
محرم ما را پریشانی مباد
مهر با محتاج پیشانی مباد
ببینید اینکه شما از باده و خوش باشی یه معنای کاملا امروزی برداشت کردید
اولا از شما بعید بود
ثانیان اشتباه است
شما باید از دید خیام به موضوع بنگرید
چون فقط اون موقع هست که عدد ۶ انگلیسی از دید شما
همون عدد ۹ انگلیسی از دید خیام است
چون شما رو به روی خیام ایستاده اید
و حالت بی طرفی رو حفظ نمیکنید
راستی خیلی هم خوب سفسطه میکنید
به طور کلی من حرفام رو گفتم و بیشتر از این هم حرفی ندارم :دی
خواه پند گیرید خواه کوری گزینید.
فلذا نیازی نیست جواب بدید
چون من فکر نکنم چیز بیشتری برای گفتن داشته باشم
یعنی حتی داشته باشم هم گفتنش بی فایده میشه
چون به قول قرآن چه بگم و چه نگم فایده ای نداه و شما از راه و تفکرتون بر نمیگردید :)))
یا حق

👆☹

عمران نوشته:

با درود فراوان
در جواب آقایی که با نام شاهو نظراتی را درج نمودند، با کمال احترام به برخی جملات و پرسشگری های پسندیدتان، باید خدمت شما عرض کنم که یا شما اشعار حافظ و مولوی و وحشی بافقی رو کامل نخوانده اید یا واقعا با سطحی نگری و کوته نگری خوانده اید که فقط به مسائل سکسی و … که مفصل نام بردید، توجه کردید. شاید در عصر حاضر به دلیل هجمه رسانه های میلی و حقیقت انکار، پژوهش های تخصصی نام آوران تاریخ، ادبیات و دیگر علوم انسانی کمرنگ شده باشد، اما پژوهش هایی که روشن بینان معاصر در دهه های گذشته انجام داده اند به خوبی گواه دوراندیشی و عمق سخنان این اساطیر هست.
درسته در این دوره به قول حکیم توس:”هنر خوار شد جادویی ارجمند/ نهان راستی آشکارا گزند.” اما بی شک تاریخ آثار بزرگان رو بیهوده و بی اندیشه حفظ نکرده است. خصوصا که این اشعار در روشنگری و تضاد با دین و قداست بوده اند که تعداد موافقان این اندیشه ها بسیار ناچیز بوده در مقایسه با مخالفان.
با تشکر فراوان از سایت فوق العاده گنجور در ابتدا برای گردآوری این آثار ارزشمند و بیشتر برای فراهم کردن امکان دیالوگ بین کاربران.

👆☹

شاعر نوشته:

پایان کار جهان نیییتی ننیست. چون نیستی با هستی معنا می شود. آره ببم جان خیام

👆☹

کورش نوشته:

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی!
هر لحظه به دام دگری پا بستی.
گفتا: شیخا هرآنچه گویی هستم.
آیا تو چنان گه می نمایی هستی؟!

👆☹

امید حق پرور نوشته:

سلام.
بحث دوستان را خواندم.
آیا برای این سوال که جهان بینی خیام صحیح است یا بینش مقابل آن، پاسخ جهان شمولی وجود دارد؟
آنچه دیده میشود این است که هر یک از این دو، باورمندان سرسخت و پرشمار خود را دارند. بهترین اظهار نظر برای من، امید آن است که پیروان عقاید مختلف بتوانند با صلح و دوستی در کنار یکدیگر زندگی کنند.
از جهان بینی که بگذریم، با یک نکته در نوشته های جناب شاهو موافقم، که البته نباید نقد بر تفکر و دوبیتی زیبای خیام تلقی شود:
اینکه توان مندی هنرمند در هنر خویش لزوما اثبات کننده صحت تفکرات وی یا صلاحیت و توانایی وی در امور دیگر نیست.
خصوصا در مورد شاعران و سخن پردازان که حاصل کار آنان آراستن مفاهیم به صنایع ادبی است، باید توجه نمود که زیبایی شعر و نثر الزاما متضمن ارزش مفهوم آن نیست و مضامین ممکن است اصولا صحیح نباشند، با ارزشهای معاصر سازگار نباشند یا برای همه مخاطبان به یک سان قابل توصیه و اطلاق نباشند.
سخن پرداز، شخصی مانند ما است که می تواند تحت تاثیر هر مکتب فکری قرار بگیرد. به هر چه باور داشته باشد، همان را زیبا می کند و انتقال می دهد.
می شود پیرو تفکر او نشد، اما همچنان از هنرش لذت برد.
سپاس از گنجور که امکان حضور و بحث در چنین محافلی را فراهم آورده است.

👆☹

نوید نوشته:

شمایی که میگی وای بر خیام ، وای بر ..
اولا که میتونی نخونی کلا اگه خوشت نمیاد .
منظور خیام اینه که جهان یه روزی به آخرش میرسه پس خوش باش، نگفته خدایی وجود نداره و .. ؟ اصلا کسی منکر خدا هم بشه ، به خودش مربوطه والا . کفری هم باشه به گردن خودِ طرفه من و شمارو سنه نه ..
به قول شیخ بهاء الدین :
زاهد به تو تقوا و ریا ارزانی * * * من دانم و بی دینی و بی ایمانی

👆☹

حسین نوشته:

هاتف، ارباب معرفت که گهی

مست خوانندشان و گه هشیار

از می و جام و مطرب و ساقی

از مغ و دیر و شاهد و زنار

قصد ایشان نهفته اسراری است

که به ایما کنند گاه اظهار

پی بری گر به رازشان دانی

که همین است سر آن اسرار

که یکی هست و هیچ نیست جز او

وحده لااله الاهو

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام