گنجور

رباعی شمارهٔ ۱۰۷

 
خیام
خیام » رباعیات
 

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

و آن گل بزبان حال با او می‌گفت

من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

اشعار خیام همه در وصف حال و آینده انسانها میباشد اگر بیشتر به عمق اشعار توجه کنیم متوجه میشویم که ایشان خیلی به خداوند نزدیک بوده

فرهاد نوشته:

ناشناس گرامی، من فکر میکنم خیام آنقدر به خدا نزدیک بوده که تشخیص این از آن غیر ممکن شده است! البته برای حرفم دلیل هم دارم: هیچ راباعیی از خیام پیدا نخواهید کرد که در آن کلمه خدا را بکار برده باشد! اگر شک دارید، در بالای همین صفحه “خدا” را در سروده های خیام بجویید … نخواهید یافت :)

ناشناس نوشته:

به رباعی شماره ۱۲۹ مراجعه کنید میبینید که از ایزد نام برده که مترادف خدا میشود.

تمیم نوشته:

جناب خیام زندگی را به درستی درک بود ایشان اعتقاد راسخ به خدای متعال داشته اما به خرافه های دین هیچ اعتقادی نداشته مباحثی چون بهشت و جهنم را قبول نداشته این حقیقت محض است که خالقی وجود دارد که تمام هستی را آفریده اما این کذب محض است که همان خالق عدۀ از مخلوقاتش را در جهنم بسوزاند و عدۀ دیگر را در بهشت جای دهد آن هم به جرم و یا صواب ناکرده

کانال رسمی گنجور در تلگرام