گنجور

رباعی شمارهٔ ۱

 
خیام
خیام » رباعیات
 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ری‌را

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تباشا نوشته:

راز هستی در شعر خیام
پرسش های فلسفی خیّام ، در دور و بر معنای هستی انسان در این جهان و سرانجام او پس از مرگ می گردد . محور پرسش های خیّام مسائل انسانی است . دامنۀ اختیار انسان برای گزینش آنچه برایش خوشایند است و از رنج ها و ناکامی های او می کاهد ؛ علّت غائی آفرینش او چیست ؛ و پس از زندگی در این جهان به کجا خواهدرفت و چه سرنوشتی پیش رو دارد ؟ خیّام به اینکه هستی آفریدگاری دارد یا نه کاری ندارد . نه اثبات می کند و نه انکار. هرچند که گاهی به آن که کارگزار و آفریننده و دارندۀ هستی است اشارتی و طعنه ای دارد. بزرگترین پرسش او این آمدن و رفتن ماست . راز بزرگ هستی در نگاه موشکاف و دقیق این دانشمند ریاضیات و نجوم همین است که با وجود احاطۀ علمی بر بسیاری از معضلات طبیعت و کشف علل پدیدارهای جهان مادّی،چرا کوچکترین روزنه های دانایی انسان بر آنچه پس از این جهان هست یا نیست ، بسته است .

برای مطالعه ی ادامه ی مقاله به http://tabasha.blogfa.com/post-23.aspx
نگاه کنید

رضا نوشته:

اینام ااز خیام هستش.بزارین تو سایت لطفا.

ابریق مرا شکستی ربی
بر من در عیش را بستی ربی
من می میخورم و تو میکنی بد مستی
خاکم به دهن مگر که مستی ربی

رضا نوشته:

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو
آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو

رضا نوشته:

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری پابستی
گفتا شیخا هرآنچه گویی هستم
اما تو چنان که مینمایی هستی؟

هومن نوشته:

خیام بسیار هنرمندانه نقبی به آنچه که امروز اگزیستانسیالیسم نامیده میشود زده است. در صورتی مشکل خیام حل خواهد شد که مراد او جمال خویش را به خیام نمایان کند. یعنی خیام صرفا با خیال مراد خود آرام نمی گیرد و توانایی این را ندارد که با وصف او بنواند حتی قدمی بردارد.
ولی اگر مراد خیام چهره بنماید و او را رموز هستی بیاموزد, نهایت آرزوی خیام قبل از مرگش برآورده شده است

سیما مهذب حسینیان نوشته:

با درود. با تشکر از زحمت دوستی که این رباعی از خیام را ارسال کرده است، شکل صحیح آن تصور می کنم به این صورت باشد، لطفا تصحیح شود.

ابریق می مرا شکستی، ربی

بر من در عیش را ببستی ربی

بر خاک بریختی می ناب مرا

خاکم به دهن مگر تو مستی ربی

حمیدرضا.ف نوشته:

هیچ کدام از رباعیاتی که دوستان نوشته اند از خیام نیست.

کمک به گسترش دامنهٔ داده های بزرگترین سایت شعر فارسی