گنجور

غزل شمارهٔ ۸۹۸

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

اروض الخلدام مغنی الغوانی

اضؤ الخد ام برق یمانی

رخست از آفتاب عالم افروز

درفشان در نقاب آسمانی

خدود الغید تحت الصدغ ضاهت

حدایق طرزت بالضیمران

چو آن هندو ندیدم هیچ کافر

سزاوار بهشت جاودانی

نشق الجیب من نشر الخرامی

نحط الرجل فی ربع الغوانی

چه باشد گر دمی در منزل دوست

بر آساید غریبی کاروانی

اری فی وجنتیها کل یوم

جنانی طار فی روض الجنان

نباشد شکری را این حلاوت

نباشد صورتی را این معانی

یغرد فی‌المغارید المغنی

سلام الله ما تلی المثانی

ز خواجو بگذران جامی که مستست

ز چشم ساقی و لحن اغانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام