گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۴

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری

بر مشتریت پردهٔ دیبای ششتری

لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده

بر گرد روی خوب تو هم دیو و هم پری

در ساحری اگر ز جهان بر سر آمدست

گاویست پیش آهویت این لحظه سامری

چون چشم چشم بند تو در خاطرم فتاد

بنمود طبع من ید بیضا بساحری

گر ننگری بچشم عنایت بسوی من

بینی تنم ز مهر هلالی چو بنگری

آن دل که من بملک دو عالم ندادمی

بردی به دلبری ز من آیا چه دلبری

تا شد درست روی من دلشکسته زر

پیدا شدست رونق بازار زرگری

خواجو چو وصف لعل گهرپرور تو کرد

بشکست قدر شعر چو لؤلؤی جوهری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام