گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست

قاف تا قاف جهان حرفی از افسانهٔ ماست

طاق پیروزه که خلوتگه قطب فلک است

کمترین زاویه‌ئی بر در کاشانهٔ ماست

گر چراغ دل ما از نفس سرد بمرد

شمع این طارم نه پنجره پروانهٔ ماست

گنج معنی که طلسم است جهان بر راهش

چون به معنی نگری این دل ویرانهٔ ماست

آب رو ریخته‌ایم از پی یک جرعه شراب

گر چه کوثر نمی از جرعهٔ پیمانهٔ ماست

ما به دیوانگی ار زانک به عالم فاشیم

عقل کل قابل فیض دل دیوانهٔ ماست

آشنائیم به بی خویشی و بیگانه ز خویش

وانک بیگانه نگشت از همه بیگانهٔ ماست

هر کسی را تو اگر زنده به جان می‌بینی

جان هر زنده دلی زنده به جانانهٔ ماست

گر چه در مذهب ما کعبه و بتخانه یکیست

خواجو از کعبه برون آی که بتخانهٔ ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام