گنجور

غزل شمارهٔ ۸۰۶

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

تخت خیری بین دگر بر تختهٔ خارا زده

خیمه سلطان گل بر دامن صحرا زده

دوستان در بوستان برگ صبوحی ساخته

بلبلان گلبانگ بر طوطی شکر خا زده

از شقایق در میان سبزه فراش ربیع

چار طاق لعل بر پیروزه گون دیبا زده

زرگر باد بهاری از کلاه سیم دوز

قبه‌ئی از زر بنام نرگس رعنا زده

خوش نوایان چمن در پردهٔ عشاق راست

نوبت نوروز بر بانگ هزار آواز ده

غنچه همچون گلرخی کو داده باشد دل بباد

دست در پیراهن زنگاری والا زده

از چراغ بوستان افروز شمع زر چکان

باد آتش در نهاد لالهٔ حمرا زده

نو عروسان چمن در کله‌های فستقی

تاب در مرغول ریحان سمن فرسا زده

دمبدم در گوشه‌های باغ گوید باغبان

چشم خواجو بین دم از سر چشمه‌های ما زده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میثم آیتی نوشته:

مصرع دوم از بیت پنجم:

نوبت نوروز بر بانگ هزار آوا زده

ردیف شعر: زده
پس “آواز ده” اشتباه نوشتاری است و باید “ز” از “آواز” جدا شده و به “ده” وصل شود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام