غزل شمارهٔ ۷۷
با منت کینه و با جمله صفاست
اینهم از طالع شوریدهٔ ماست
راستی را صنما بی قد تو
کار ما هیچ نمیآید راست
هر گیاهی که بروید پس ازین
از سر تربت ما مهر گیاست
می کشم درد بامید دوا
گر چه درد از قبلت عین دواست
این چه بویست که ناگه بدمید
وین چه فتنه ست که دیگر برخاست
باز از نالهٔ مرغان سحر
صبحدم صحن چمن پر غوغاست
گر چه در پرورش نطفهٔ خاک
بوی زلفت مدد باد صباست
خیز کز نکهت انفاس نسیم
هر سحر پیرهن غنچه قباست
گر نه خواجوست که دور از رخ تست
زلف هندوی تو آشفته چراست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.