گنجور

غزل شمارهٔ ۷۶۶

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

هر زمان آهنگ بیزاریش بین

عهد و پیمان وفاداریش بین

گر ندیدی نیمشب در نیمروز

گرد ماه آن خط زنگاریش بین

زلف مشکین چون براندازد رخ

روز روشن در شب تاریش بین

حلقه‌های جعدش از هم باز کن

نافه‌های مشک تاتاریش بین

آن لب شیرین شورانگیز او

در سخنگوئی شکر باریش بین

چشم مخمورش که خونم می‌خورد

گر چه بیمارست خونخواریش بین

این که خود را طره‌اش آشفته ساخت

از سیه کاریست طراریش بین

بار غم گوئی دلم را بس نبود

درد تنهائی بسر باریش بین

چارهٔ خواجو اگر زور و زرست

چون ندارد زور و زر زاریش بین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام