گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

این بوی بهارست که از صحن چمن خاست

یا نکهت مشکست کز آهوی ختن خاست

انفاس بهشتست که آید به مشامم

یا بوی اویسست که از سوی قرن خاست

این سرو کدامست که در باغ روان شد

وین مرغ چه نامست که از طرف چمن خاست

بشنو سخنی راست که امروز در آفاق

هر فتنه که هست از قد آن سیم بدن خاست

سودای دل سوختهٔ لاله سیراب

در فصل بهار از دم مشکین سمن خاست

تا چین سر زلف بتان شد وطن دل

عزم سفرش از گذر حب وطن خاست

آن فتنه که چون آهوی وحشی رمد از من

گوئی ز پی صید دل خستهٔ من خاست

هر چند که در شهر دل تنگ فراخست

دل تنگیم از دوری آن تنگ دهن خاست

عهدیست که آشفتگی خاطر خواجو

از زلف سراسیمهٔ آن عهدشکن خاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

س ا س نوشته:

احساس می کنم در مصرع دوم بیت چهارم به جای “سیم بدن” احتمالا” “سیم تن” گزینه ی درست می باشد، اگر نه به هر حال به وضوح اشکال در وزن در این بیت دیده می شود.

س ا س نوشته:

ببخشید،
وزن این بیت کاملا” درست است،
چه خبط بزرگی!!!

علی رجمتی نوشته:

یاسلام

سیم بدن درست است و وزن شعر هیچ مشکلی ندارد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام