گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۵

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان

بر لب جوی و طرف بستان داد مستان ز باده بستان

وی برخ رشگ ماه و پروین بشکر خنده جان شیرین

روی خوب تو یا مهست این چین زلف تو با شبست آن

هندوی بت پرست پستت آهوی شیر گیر مستت

رفته از دست من ز دستت برده آرام من بدستان

شکرت شور دلنوازان مارت آشوب مهره بازان

سنبلت دام سرفرازان دهنت کام تنگ دستان

کفرت ایمان پاک دینان قامتت سرو راست بنیان

کاکلت شام شب نشینان پسته‌ات نقل می پرستان

مه مطرب بزن ربابی بت ساقی بده شرابی

که ندارم بهیچ بابی سر سرو و هوای بستان

تا کی از خویشتن پرستی بگذر از بند خویش و رستی

همچو خواجو سزد بمستی گر شوی خاک راه مستان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فع فعلاتن مفاعلن فع | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهمن بنی هاشمی نوشته:

این غزل به وزن« فاعلاتن مفاعلن فع فاعلاتن مفاعلن فع »سروده شده و وزنی که برای آن نوشته اید(فاعلن مفاعلن فع فاعلن مفاعلن فع ) غلط است و بعد از فاعلن یک هجای بلند کم دارد .

پاسخ:با تشکر، فرمایش شما صحیح است، اما در یک بیت این غزل (بیت ششم) به جای رکن فاعلاتن، فعلاتن آورده، لذا از آنجا که فاعلاتن را نمی‌شود با فعلاتن جایگزین کرد اما عکسش امکان‌پذیر است به جای رکن فاعلاتن در وزن تصحیح شده فعلاتن گذاشتیم تا نظر شما چه باشد.
ضمن آن که به قرینهٔ وزن در بیت اول «برون» را با «بیرون» جایگزین کردیم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام