گنجور

غزل شمارهٔ ۶۸۱

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده‌ایم

تسبیح و خرقه در سر زنار کرده‌ایم

خلوت نشین کوی خرابات گشته‌ایم

تا خرقه رهن خانه خمار کرده‌ایم

شوریدگان حلقهٔ زنجیر عشق را

انکار چون کنیم چو این کار کرده‌ایم

ما را اگر چه کس به پشیزی نمی‌خرد

نقد روان فدای خریدار کرده‌ایم

از ما مپرس نکتهٔ معقول از آنکه ما

پیوسته درس عشق تو تکرار کرده‌ایم

ادرار ما روان ز دل و دیده داده‌اند

هر دم که یاد اجری و ادرار کرده‌ایم

گر خواب ما به نرگس پرخواب بسته‌ئی

ما فتنه را بعهد تو بیدار کرده‌ایم

در راه مهر سایهٔ دیوار محرمست

زان همچو سایه روی بدیوار کرده‌ایم

خواجو ز یار اگر طلب کام دل کنند

ما کام دل فدای رخ یار کرده‌ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام