گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵۶

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای روی تو چشمهٔ خور چشم

ابروی تو طاق اخضر چشم

بالای بلند و چشم مستت

شمشاد روان و عبهر چشم

لعل تو شراب مجلس روح

روی تو چراغ منظر چشم

خاک قدم تو سرمهٔ حور

لعل لبت آب کوثر چشم

پیکان غم تو ناوک دل

نوک مژهٔ تو نشتر چشم

از غایت مهر گشته حیران

در پیکر تو دو پیکر چشم

لعل تو بهای جوهر جان

دندان تو عقد گوهر چشم

ابروت هلال ماه خوبی

رخسار تو مهر انور چشم

در ورطهٔ خون فتاده ما را

دور از رخ تو شناور چشم

از شوق خط تو این مقله

در آب فکند دفتر چشم

تا بی تو بروی ما چه آید

زین مردمک بد اختر چشم

دریا شودم ز اشک خونین

هر لحظه سواد کشور چشم

از چشم شد آب روی خواجو

بر باد که خاک بر سر چشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام