گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸۱

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای سرو خرامندهٔ بستان حقایق

آزاد شو از سبزهٔ این سبز حدائق

برگلبن ایجاد توئی غنچهٔ خندان

در گلشن ابداع توئی برگ شقائق

منزلگه انس تو سراپردهٔ قدسست

تا چند شوی ساکن این تیره مضائق

بیرون نرود راه تو بی‌ترک مقاصد

حاصل نشود کام تو بی قطع علائق

رخش امل از عرصهٔ تقلید برون ران

تا خیمه زنی بر سر میدان حقائق

در کوکبه‌ات خیل وحشم چیست مخائل

در راه تو خرگاه و خیم چیست عوائق

چون کعبهٔ خلقت بوجود تو شرف یافت

باید که شوی قبلهٔ حاجات خلائق

آنکس که گدای در میخانهٔ عشقست

برخسرو عقلست بصد مرتبه فائق

خواجو بسحر سرمکش از مرغ صراحی

زیرا که بشبگیر بود بلبله لائق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام