گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶۲

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش

وی دو زلف کژ پر تاب تو درتابی خوش

خفته چون چشم تو در هرطرفی بیماری

وانگه از قند تو درحسرت جلابی خوش

همچو زلف سیه و روی جهان افروزت

نتوان دید شبی تیره و مهتابی خوش

نرگست فتنهٔ هر گوشه نشینست مقیم

خوابگه ساخته بر گوشهٔ محرابی خوش

تا برفت از نظرم چشم خوش پرخوابت

در شب هجر نکردم نفسی خوابی خوش

بجز از مردم چشمم که بخونم تشنه‌ست

بیتو برلب نچکاندست کسم آبی خوش

گوش کن شرح شرف نامهٔ مهر از خواجو

زانکه باشد صفت مهر رخت بابی خوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام