گنجور

غزل شمارهٔ ۵۳۷

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس

نه مرا در غم عشق تو به جز ناله انیس

نزد خسرو نبود هیچ شکر جز شیرین

پیش رامین نبود هیچ گل الا رخ ویس

گر نه هدهد ز سبا مژدهٔ وصل آرد باز

که رساند بسلیمان خبری از بلقیس

مهر ورزان چو جمال تو بها می‌کردند

روی چون ماه ترا مشتری آمد برجیس

پیش چین سر زلف تو نیرزد بجوی

نافهٔ مشک ختا گر چه متاعیست نفیس

باغ دور از تو بر مدعیان فردوسست

خار و خس برگ گل و لاله بود نزد خسیس

بر سر کوی خرابات مغان خواجو را

کاسه آنگاه شود پر که تهی گردد کیس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام