گنجور

غزل شمارهٔ ۵۱۴

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر

با گل عارض او لالهٔ نعمان کم گیر

سخن سرکشی سرو سهی بیش مگوی

قد یارم نگر و سرو خرامان کم گیر

با وجود لب لعل و خط مشگ آسایش

یاد ظلمت مکن و چشمهٔ حیوان کم گیر

شب تاریک اگرت وصل میسر گردد

با رخش چشمهٔ خورشید درخشان کم گیر

میلت ار جز بتماشای گلستان نکشد

در جمالش نگر و طرف گلستان کم گیر

غمزه‌اش بین و دگر شوخی عبهر کم گوی

خط سبزش نگر و سبزهٔ بستان کم گیر

وصل آن حور پریچهره گرت دست دهد

نام جنت مبر وملک سلیمان کم گیر

گوش بر قول مغنی کن و برطرف چمن

صبحدم نغمهٔ مرغان خوش الحان کم گیر

خواجو این منزل ویرانه به اندازهٔ تست

از اقالیم جهان خطهٔ کرمان کم گیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی کلیبر نوشته:

۱- عقیق لب : اضافه تشبیهی
۲- سرو سهی : سرو راست قامت
…. (انشا الله بعد از اتمام پایان نامه در حاشیه شرح کامل خواهم نوشت علی جعفری کارشناس ارشد ادبیات)

کانال رسمی گنجور در تلگرام