گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰۵

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور

بزن سریر توجه ببارگاه سرور

کجا منزل کروبیان بری هودج

از این طوافگه اهرمن نکرده عبور

علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس

اگر برون نبری رخت از اینسرای غرور

چو این سراچهٔ خاکی مقام عاریتیست

بعاریت نتوان گشت از این صفت مغرور

اگر بگلشن انظر الیک ره نبری

کجا بگوش تو آید صفیر طایر طور

ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باد

اگر چه بود بفرمان او وحوش و طیور

ز مهره بازی اختر کجا شود ایمن

کسی که روی نهد پیش رای او جیپور

کمان حرص مکن زه که شهسوار اجل

به نوک تیر برد چین از ابروی فغفور

غلام همت صاحبدلان جانبازم

که در عطیه شکورند و در بلیه صبور

ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجو

کسی که در کنف کبریا بود مستور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی کلیبر نوشته:

زهی : از ادات تحسین
۲- کروبیان : بهشتیان مقرب الهی
۳- اینسرای: استعاره از این دنیای مادی
۴-عاریت : چیزی که بگیرند و پس دهند
۵- تلمیح است :اشاره به ماجرای حضرت موسی (ع) که در موضوع دیدن حق تعالی با چشم بوده. رجوع به فرهنگ اشارات وتلمیحات دکتر شمیسا
۶- تلمیحاست : جوع به فرهنگ اشارات وتلمیحات دکتر شمیساشاره به داستان حضرت سلیمان

کانال رسمی گنجور در تلگرام