گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۸

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار

ساقی ز جام لعل لبت باده‌ئی بیار

چون بر دوام دور زمان اعتماد نیست

این پنج روز غایت مقصود دل شمار

برخیز تا بعزم تفرج برون رویم

زین تنگنای خانه بصحرای لاله زار

کز بوستان دمید چو بر خد دلبران

برگ بنفشه برطرف سرو جویبار

بستان اگر چه جای نشاطست و خرمی

خرم مشو درو که ز دوران روزگار

هر سنبلی ز زلف نگاریست لاله رخ

هر لاله‌ای ز خون جوانیست شهریار

خواجو ز دور چرخ چوامروز فرصتست

دریاب جام بادهٔ صافی و روی یار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام