گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹۱

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ماه یا جنتست یا رخسار

شهد یا شکرست یا گفتار

آهوان صید مردمند و دلم

صید آن آهوان مردمدار

کار ما با ستمگری افتاد

که به جز قصد ما ندارد کار

گل صد برگ را بباید ساخت

فصل نوروز با نوای هزار

پیش عشاق لطف باشد قهر

نزد مشتاق فخر باشد عار

دل بی مهر کی شود روشن

مرغ بی بال کی بود طیار

چه زند عقل با تطاول عشق

چکند صید در کمند سوار

مرغ وحشی اگر عقاب شود

نکند کرکسان چرخ شکار

کامت از دار می‌شود حاصل

گام برگیر و کام دل بردار

نامهٔ نانوشته بیش مخوان

قصهٔ ناشنوده پیش میار

آتش دل بسوخت خواجو را

وقنا ربنا عذاب النار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام