گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۱

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ای پرده سرایان که درین پرده سرائید

از پرده برون شد دلم آخر بسرآئید

یکدم بنشینید که آشوب جهانید

یکره بسرائید چو مرغ دو سرائید

شکر ز لب لعل شکر بار ببارید

عنبر ز سر زلف سمن‌سای بسائید

با من سخن از کعبه و بتخانه مگوئید

کز هر دو مرا مقصد و مقصود شمائید

خیزید و سر از عالم توحید برآرید

وز پردهٔ کثرت رخ وحدت بنمائید

تا صورت جان در تتق عشق ببینید

زنگ خرد از آینهٔ دل بزدائید

تا خرقه بخون دل ساغر بنشوئید

رندان خرابات مغان را بنشانید

گر شاه سپهرید در این خانه که مائیم

از خانه برآئید که همخانهٔ مائید

گنجینهٔ حسنید که در عقل نگنجید

یا چشمهٔ جانید که در چشم نیائید

هم ساغر و هم باده و هم باده گسارید

هم نغمه و هم پرده و هم پرده‌سرائید

هرگز نشوید از دل خواجو نفسی دور

وین طرفه که معلوم ندارد که کجائید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

در بیت هفتم «بنشانید» با بقیه‌ی قافیه‌ها همخوانی ندارد و احتمالاً غلط است.

رسته نوشته:

بیت ۷
غلط : بنشانید
به دو دلیل باید غلط باشد
۱- قافیه غلط می شود
۲- معنی بیت دور از ذهن و بعید می گردد
‍یشنهاد: بنشایید

کانال رسمی گنجور در تلگرام