گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۰

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

دست گیرید و بدستم می گلفام دهید

بادهٔ پخته بدین سوختهٔ خام دهید

چون من از جام می و میکده بدنام شدم

قدحی می بمن می کش بدنام دهید

تا بدوشم ز خرابات به میخانه برند

سوی رندان در میکده پیغام دهید

گر چه ره در حرم خاص نباشد ما را

یک ره ای خاصگیان بار من عام دهید

با شما درد من خسته چو پیوسته دعاست

تا چه کردم که مرا اینهمه دشنام دهید

در چنین وقت که بیگانه کسی حاضر نیست

قدحی باده بدان سرو گلندام دهید

چو از این پسته و بادام ندیدم کامی

کام جان من از آن پسته و بادام دهید

تا دل ریش من آرام بگیرد نفسی

آخرم مژده‌ئی از وصل دلارام دهید

چهرهٔ ازرق خواجو چو ز می خمری شد

جامه از وی بستانید و بدو جام دهید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای رنگارنگ » شمارهٔ ۳۵۸ » (بیات اصفهان) (۱۱:۴۴ - ۱۳:۴۳) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: قوامی (فاخته‌ای)، حسین سراینده شعر آواز: خواجوی کرمانی (غزل) مطلع شعر آواز: دست گیرید به دستم میِ گلُ فام دهید

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام