گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۲

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود

که عشق لم یزل و لایزال خواهد بود

در آن زمان که امید بقا خیال بود

خیال روی توام در خیال خواهد بود

از آنطرف که توئی گر فراق خواهی جست

ازین طرف که منم اتصال خواهد بود

نظر بفرقت صوری مکن که در معنی

میان لیلی و مجنون وصال خواهد بود

براستان که سرما چنین که در سر ماست

بر آستان شما پایمال خواهد بود

بهر دیار که محمل رود ز چشم منش

گذار بر سر آب زلال خواهد بود

چو قطع بعد مسافت نمی‌دهد دستم

کجا منزل قربت مجال خواهد بود

کسی که بر سر کوی تو باشدش حالی

ز خاک کوی تو صبرش محال خواهد بود

ز قیل و قال گذر کن که در چمن زین پس

حدیث بلبل شیرین مقال خواهد بود

بباغ بادهٔ گلگون چرا حرام بود

اگر بگلشن رضوان حلال خواهد بود

مکن ملامت خواجو که مهر او هر روز

چو حسن ماهرخان بر کمال خواهد بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام