گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۴

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

تا درد نیابند دوا را نشناسند

تا رنج نبیند شفا را نشناسند

آنها که چو ماهی این بحر نگردند

شک نیست که ماهیت ما را نشناسند

با عشق و هوا برگ و نواراست نیاید

خاموش که عشاق نوا را نشناسند

منصور بقا از گذر دار فنا یافت

نا گشته فنا دار بقا را نشناسند

تا معتکفان حرم کعبهٔ وحدت

خود را نشناسند خدا را نشناسند

یاران وفادار جفا را نپسندند

خوبان جفا کار وفا را نشناسند

آنها که ندارند نم چشم و غم دل

خاصیت این آب و هوا را نشناسند

با عشق تو زیبائی خوبان ننماید

با پرتو خورشید سها را نشناسند

خواجو چه عجب باشد ارش کس نشناسد

شاهان جهاندار گدا را نشناسند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام نوشته:

تا رنج نبیند شفا را نشناسند
اینجا نبینند اشتباها نبیند تایپ شده است…

آنان که چو “ما” ماهی این بهر نگردند
در مصرع سایت “ما” جاافتاده است لطفا اصلاح بفرمایید

کانال رسمی گنجور در تلگرام