گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۵

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

دل مجروح مرا آگهی از جان دادند

جان غمگین مرا مژدهٔ جانان دادند

پیش خسرو سخن شکر شیرین گفتند

بزلیخا خبر از یوسف کنعان دادند

آدم غمزده را بوی بهشت آوردند

مرغ را باز بشارت ز گلستان دادند

خبر چشمهٔ حیوان بسکندر بردند

مژدهٔ خاتم دولت بسلیمان دادند

هودج ویس بمنزلگه رامین بردند

پایهٔ سلطنت شاه بدربان دادند

دعد را پرده ز رخسار رباب افکندند

ذره را رفعت خورشید درخشان دادند

عام را خلعت خاص از بر شاه آوردند

خضر را شربتی از چشمهٔ حیوان دادند

تشنهٔ بادیه را باز رساندند بب

کشتهٔ معرکه را بار دگر جان دادند

باغ را رونقی از سرو روان افزودند

کاخ را زینتی از شمع شبستان دادند

مژدهٔ آمدن خواجه به خواجو بردند

بنده را آگهی از حضرت سلطان دادند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام