گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۳

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد

بنفشه نسخهٔ آن نوبهار بنویسد

نسیم باد صبا شرح آن خط ریحان

به مشک بر ورق لاله زار بنویسد

بسا رساله که در باب اشک ما دریا

بدیده بر گهر آبدار بنویسد

بروزگار تواند اسیر قید فراق

که شمه‌ئی ز غم روزگار بنویسد

بیاد لعل تو هر لحظه چشم من فصلی

برین دو جلد جواهر نگار بنویسد

سواد خط تو یاقوت اگر دهد دستش

بر آفتاب بخط غبار بنویسد

حدیث خون دلم هر دم ابن مقلهٔ چشم

روان بگرد لب جویبار بنویسد

فلک حکایت خوناب دیدهٔ فرهاد

بلعل بر کمر کوهسار بنویسد

کسی که قصهٔ منصور بشنود خواجو

به خون سوخته بر پای دار بنویسد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام