گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۳

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

هر کو بصری دارد با او نظری دارد

با او نظری دارد هر کو بصری دارد

آنکو خبری دارد در بیخبری کوشد

در بیخبری کوشد هر کو خبری دارد

شیرین شکری دارد آن خسرو بت رویان

آن خسرو بت رویان شیرین شکری دارد

چون ما دگری دارد آن فتنه بهر جائی

آن فتنه بهر جائی چون ما دگری دارد

هر کس که سری دارد جان در قدمش بازد

جان در قدمش بازد هر کس که سری دارد

دل گر خطری دارد از جان خطرش نبود

از جان خطرش نبود دل گر خطری دارد

مهر قمری دارد باز این دل هر جائی

باز این دل هر جائی مهر قمری دارد

عزم سفری دارد از ملک درون جانم

از ملک درون جانم عزم سفری دارد

آنکو هنری دارد از عیب نیندیشد

از عیب نیندیشد آنکو هنری دارد

روشن گهری دارد چشمی که ترا بیند

چشمی که ترا بیند روشن گهری دارد

خواجو نظری دارد با طلعت مه رویان

با طلعت مه رویان خواجو نظری دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

آنکو هنری دارد از عیب نیندیشد

از عیب نیندیشد آنکو هنری دارد
منظور ار عیب هنر وفضیلت است

کانال رسمی گنجور در تلگرام