گنجور

رباعیات

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع سرمایه زیان کرد ز سودا دل من مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ن» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | چ | د | ر | ز | ش | ع | غ | ف | ق | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

رباعی شماره ۱: بی زحمت تو با تو وصالی است مرا

رباعی شماره ۲: غم کرد ریاض جان مه و سال مرا

رباعی شماره ۳: دل خاص تو و من تن تنها اینجا

رباعی شماره ۴: ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا

رباعی شماره ۵: عشق تو بکشت عالم و عامی را

رباعی شماره ۶: می‌ساخت چو صبح لاله‌گون رنگ هوا

رباعی شماره ۷: عیسی لب و آفتاب روئی پسرا

رباعی شماره ۸: ای تیر هنر صهیل و برجیس لقا

رباعی شماره ۹: پذرفت سه بوس از لب شیرین ما را

رباعی شماره ۱۰: ای دوست اگر صاحب فقری و فنا

ب

رباعی شماره ۱۱: از من شب هجر می‌بپرسید حباب

رباعی شماره ۱۲: سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب

رباعی شماره ۱۳: بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب

رباعی شماره ۱۴: بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب

رباعی شماره ۱۵: ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب

رباعی شماره ۱۶: خاقانی را ز بس که بوسید آن لب

رباعی شماره ۱۷: طوطی دم دینار نشان است آن لب

رباعی شماره ۱۸: گر من به وفای عشق آن حور نسب

رباعی شماره ۱۹: از عشق بهار و بلبل و جام طرب

رباعی شماره ۲۰: آمد به چمن مرغ صراحی به شغب

ت

رباعی شماره ۲۱: خاقانی اگرچه در سخن مردوش است

رباعی شماره ۲۲: خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست

رباعی شماره ۲۳: گم شد دل خاقانی و جان بر دو یکی است

رباعی شماره ۲۴: آب جگرم به آتش غم برخاست

رباعی شماره ۲۵: خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است

رباعی شماره ۲۶: ای گوهر گم بوده کجا جوئیمت

رباعی شماره ۲۷: کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت

رباعی شماره ۲۸: دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست

رباعی شماره ۲۹: خاقانی از آن ریزش همت که توراست

رباعی شماره ۳۰: کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت

رباعی شماره ۳۱: چه آتش و چه خیانت از روی صفات

رباعی شماره ۳۲: از فیض خیالت چمن سینه شکفت

رباعی شماره ۳۳: گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست

رباعی شماره ۳۴: زنار خطی عید مسیحا رویت

رباعی شماره ۳۵: در غصه مرا جمله جوانی بگذشت

رباعی شماره ۳۶: در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است

رباعی شماره ۳۷: گردون حشمی ز پایهٔ زفعت اوست

رباعی شماره ۳۸: مسکین دلم از خلق وفائی می‌جست

رباعی شماره ۳۹: از هر نظری بولهبی در پیش است

رباعی شماره ۴۰: مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت

رباعی شماره ۴۱: خاقانی را دل تف از درد بسوخت

رباعی شماره ۴۲: خاکی دلم ای بت ز نهان بازفرست

رباعی شماره ۴۳: داغم به دل از دو گوهر نایاب است

رباعی شماره ۴۴: بر جان من از بار بلا چیست که نیست

رباعی شماره ۴۵: گر سایهٔ من گران بود در نظرت

رباعی شماره ۴۶: سلطان ز در قونیه فرمان رانده است

رباعی شماره ۴۷: بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست

رباعی شماره ۴۸: چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست

رباعی شماره ۴۹: خاقانی را شکسته دیدی به درست

رباعی شماره ۵۰: نونو دلم از درد کهن ایمن نیست

رباعی شماره ۵۱: صبح شب برنائی من بوالعجب است

رباعی شماره ۵۲: خاقانی اگر خرد سر ترا یار است

رباعی شماره ۵۳: ملاح که بهر ماه من مهد آراست

رباعی شماره ۵۴: تندی کنی و خیره کشیت آئین است

رباعی شماره ۵۵: آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت

رباعی شماره ۵۶: در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست

رباعی شماره ۵۷: مرغی که نوای درد راند عشق است

رباعی شماره ۵۸: عشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت

رباعی شماره ۵۹: با یار سر انداختنم سود نداشت

رباعی شماره ۶۰: از عشق لب تو بیش تیمارم نیست

رباعی شماره ۶۱: گرچه صنما همدم عیسی است دمت

رباعی شماره ۶۲: از خوی تو خسته‌ایم و از هجرانت

رباعی شماره ۶۳: ناوک زن سینه‌ها شود مژگانت

رباعی شماره ۶۴: تشویر بتان از رخ رخشان تو خاست

رباعی شماره ۶۵: تب کرد اثر در گل عنبر بارت

رباعی شماره ۶۶: خاقانی را گلی به چنگ افتاده است

رباعی شماره ۶۷: در بخشش حسن آن رخ و زلفی که توراست

رباعی شماره ۶۸: چون سوی تو نامه‌ای نویسم ز نخست

رباعی شماره ۶۹: نور رخ تو طلسم خورشید شکست

رباعی شماره ۷۰: آن ماه دو هفته کرده عمدا هر هفت

رباعی شماره ۷۱: عشقی که ز من دود برآورد این است

رباعی شماره ۷۲: از کوههٔ چرخ مملکت مه در گشت

رباعی شماره ۷۳: تب داشته‌ام دو هفته ای ماه دو هفت

رباعی شماره ۷۴: از دست غم انفصال می‌جویی، نیست

رباعی شماره ۷۵: آفاق به پای آه ما فرسنگی است

رباعی شماره ۷۶: بپذیر دلی را که پراکندهٔ توست

رباعی شماره ۷۷: خاقانی اگرچه عقل دست خوش توست

رباعی شماره ۷۸: آن غصه که او تکیه‌گه سلطان است

رباعی شماره ۷۹: رخسار تو را که ماه و گل بندهٔ اوست

رباعی شماره ۸۰: شب چون حلی ستاره درهم پیوست

رباعی شماره ۸۱: آن نرگس مخمور تو گلگون چون است

رباعی شماره ۸۲: خاقانی اسیر یار زرگر نسب است

رباعی شماره ۸۳: تا یار عنان به باد و کشتی داده است

رباعی شماره ۸۴: از غدر فلک طعن خسان صعب‌تر است

رباعی شماره ۸۵: خاقانی از آن شاه بتان طمع گسست

رباعی شماره ۸۶: غم بر دل خاقانی ترسان بنشست

رباعی شماره ۸۷: آن بت که ز عشق او سرم پر سود است

رباعی شماره ۸۸: آن گل که به رنگ طعنه در می کرده است

رباعی شماره ۸۹: ای صید شده مرغ دلم در دامت

رباعی شماره ۹۰: غار سپید است پناهی دهدت

رباعی شماره ۹۱: قالب نقش بندی لاهوت است

چ

رباعی شماره ۹۲: دانی ز جهان چه طرف بربستم هیچ

رباعی شماره ۹۳: هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ

د

رباعی شماره ۹۴: خاقانی اساس عمر غم خواهد بود

رباعی شماره ۹۵: استاد علی خمره به جوئی دارد

رباعی شماره ۹۶: هر روز فلک کین من از سر گیرد

رباعی شماره ۹۷: خاقانی وام غم نتوزد چه کند

رباعی شماره ۹۸: خاقانی را جور فلک یاد آید

رباعی شماره ۹۹: خاقانی را که آسمان بستاید

رباعی شماره ۱۰۰: چون قهر الهی امتحان تو کند

رباعی شماره ۱۰۱: درویش که اخلاق الهی دارد

رباعی شماره ۱۰۲: این چرخ بدآئین نه نکو می‌گردد

رباعی شماره ۱۰۳: روزی فلکم بخت اگر بازآرد

رباعی شماره ۱۰۴: خواهند جماعتی که تزویر کنند

رباعی شماره ۱۰۵: والا ملکی که داد سلطانی داد

رباعی شماره ۱۰۶: تا در لب تو شهد سخنور باشد

رباعی شماره ۱۰۷: خواهی شرفت هردمی اعلا باشد

رباعی شماره ۱۰۸: معشوق ز لب آب حیات انگیزد

رباعی شماره ۱۰۹: در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

رباعی شماره ۱۱۰: این رافضیان که امت شیطانند

رباعی شماره ۱۱۱: پیغام غمت سوی دلم می‌آید

رباعی شماره ۱۱۲: خواهی شرف مردم دانا باشد

رباعی شماره ۱۱۳: توفیق رفیق اهل تصدیق شود

رباعی شماره ۱۱۴: این بند که بر دلم کنون افکندند

رباعی شماره ۱۱۵: آنجا که قضا رهزن حال تو شود

رباعی شماره ۱۱۶: درد سر مردم همه از سر خیزد

رباعی شماره ۱۱۷: ساقی رخ من رنگ نمی‌گرداند

رباعی شماره ۱۱۸: هرگز لبم از ذکر تو خاموش نشد

رباعی شماره ۱۱۹: ای صاحب رای کامل و بخت بلند

رباعی شماره ۱۲۰: کو آنکه به پرهیز و به توفیق و سداد

رباعی شماره ۱۲۱: دردی است مرا به دل دوایم بکنید

رباعی شماره ۱۲۲: دیدی که نسیم نوبهاری بوزید

رباعی شماره ۱۲۳: کس همچو من غریب بی‌یار مباد

رباعی شماره ۱۲۴: دریاب که دل برفت و تن هم بنماند

رباعی شماره ۱۲۵: آن تن که حساب وصل می‌راند نماند

رباعی شماره ۱۲۶: هرچند که از خسان جهان سیر آمد

رباعی شماره ۱۲۷: جانان شد و دل به دست هجرانم داد

رباعی شماره ۱۲۸: تا عشق به پروانه درآموخته‌اند

رباعی شماره ۱۲۹: در راه تو گوشم از خبر باز افتاد

رباعی شماره ۱۳۰: هرکس که ز ارباب عبادت باشد

رباعی شماره ۱۳۱: لعلت چو شکوفه عقد پروین دارد

رباعی شماره ۱۳۲: در باغچهٔ عمر من غم پرورد

رباعی شماره ۱۳۳: چون درد تو بر دلم شبیخون آورد

رباعی شماره ۱۳۴: بخت ار به تو راه دادنم نتواند

رباعی شماره ۱۳۵: بخت ار به مراد با توام بنشاند

رباعی شماره ۱۳۶: روزی فلکم بخت بد ار باز آرد

رباعی شماره ۱۳۷: معشوقه ز لب آب حیات انگیزد

رباعی شماره ۱۳۸: زلف تو بنفشه ار غلامی فرمود

رباعی شماره ۱۳۹: چون نامهٔ تو نزد من آمد شب بود

رباعی شماره ۱۴۰: خاقانی از آن کام که یارت ندهد

رباعی شماره ۱۴۱: امشب نه به کام روزگار است آن مرد

رباعی شماره ۱۴۲: در باغ شعیب و خضر و موسی نگرید

رباعی شماره ۱۴۳: گر بد دارد و گر نکو او داند

رباعی شماره ۱۴۴: گردی لبت از لبم به بوسی آزرد

رباعی شماره ۱۴۵: دندان من ار دوش لبت رنجان کرد

رباعی شماره ۱۴۶: رخسار تو را که ماه و گل بنده بود

رباعی شماره ۱۴۷: غم شحنهٔ عشق است و بلا انگیزد

رباعی شماره ۱۴۸: صد باره وجود را فرو ریخته‌اند

رباعی شماره ۱۴۹: آهو بودی پلنگ ب دساز مگرد

رباعی شماره ۱۵۰: ای کشته مرا لعل تو مانند بسد

رباعی شماره ۱۵۱: خاقانی امید بر تو بیشی نکند

رباعی شماره ۱۵۲: تا چشم رهی چشم تو را چشمک داد

رباعی شماره ۱۵۳: دری که شب افروزتر از اختر بود

رباعی شماره ۱۵۴: خاقانی را جور فلک یاد آید

رباعی شماره ۱۵۵: رخسارهٔ عاشقان مزعفر باید

رباعی شماره ۱۵۶: دلها همه در خدمت ابروی تو اند

رباعی شماره ۱۵۷: تا زخم مصیبت دل خاقانی آزرد

رباعی شماره ۱۵۸: چون زاغ سر زلف تو پرواز کند

رباعی شماره ۱۵۹: ای از دل دردناک خاقانی شاد

رباعی شماره ۱۶۰: ای بت علم سیه ز شب صبح ربود

رباعی شماره ۱۶۱: خاقانی هر شبت شبستان نرسد

رباعی شماره ۱۶۲: آن شب که دلم نزد تو مهمان باشد

رباعی شماره ۱۶۳: چون رایت حسن تو بر افلاک زنند

ر

رباعی شماره ۱۶۴: خاقانی ازین خانه و خوان غدار

رباعی شماره ۱۶۵: چرخ استر توسن جل سبز اندر بر

رباعی شماره ۱۶۶: خاقانی را آنکه بود سلطان هنر

رباعی شماره ۱۶۷: خاقانی اگر یار نماید رخسار

رباعی شماره ۱۶۸: خاقانی را ذم کنی ای دمنهٔ عصر

رباعی شماره ۱۶۹: خاقانی ازین مختصران دست بدار

رباعی شماره ۱۷۰: ای داده تو را دست سپهر و دل دهر

رباعی شماره ۱۷۱: دانی ز چه یک نام حق آمد غفار

رباعی شماره ۱۷۲: دل کوفته‌ام چو تخمکان ز آتش قهر

رباعی شماره ۱۷۳: خاکی دل من به آتش آگنده مدار

رباعی شماره ۱۷۴: گفتم به دل ار چو نی ببرندم سر

رباعی شماره ۱۷۵: ای چرخ مهم را ز سفر باز آور

رباعی شماره ۱۷۶: ای نام تو در شهر به خوبی مشهور

ز

رباعی شماره ۱۷۷: هرکس که شود به مال دنیا فیروز

رباعی شماره ۱۷۸: دود تو برون شود ز روزن یک روز

رباعی شماره ۱۷۹: ای چشم تو فتنهٔ فلک را قلوز

رباعی شماره ۱۸۰: ای نیش به دل زین فلک سفله نواز

رباعی شماره ۱۸۱: ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز

رباعی شماره ۱۸۲: ای ماه شب است پردهٔ وصل بساز

رباعی شماره ۱۸۳: دل سغبهٔ عشق توست با تن مستیز

رباعی شماره ۱۸۴: آن کعبهٔ دل گرفته رنگ است هنوز

ش

رباعی شماره ۱۸۵: خاقانی رو چو سیر عریان وش باش

رباعی شماره ۱۸۶: در طبع بهیمه سار مردم خو باش

رباعی شماره ۱۸۷: ای گشته به نور معرفت ناظر خویش

رباعی شماره ۱۸۸: او رفت و دلم باز نیامد ز برش

رباعی شماره ۱۸۹: خود را مپسند دل پسند همه باش

رباعی شماره ۱۹۰: خاقانی اگر نه خس نهادی خوش باش

رباعی شماره ۱۹۱: ماند به بهشت آن رخ گندم گونش

رباعی شماره ۱۹۲: خاقانی اگرچه خاک توست ای مهوش

رباعی شماره ۱۹۳: خاقانی اسیر توست مازار و مکش

ع

رباعی شماره ۱۹۴: ای گشته خجل ز آن رخ گلگون گل و شمع

غ

رباعی شماره ۱۹۵: برداشت فلک به خون خاقانی تیغ

رباعی شماره ۱۹۶: از بخل کسی که می‌کند وعده دروغ

رباعی شماره ۱۹۷: خاقانی را طعنه مزن زهر آمیغ

رباعی شماره ۱۹۸: خاقانی را دلی است چون پیکر تیغ

ف

رباعی شماره ۱۹۹: از صحبت همدمان این دور خلاف

رباعی شماره ۲۰۰: در عشق تو شد موی زبانم به گزاف

ق

رباعی شماره ۲۰۱: نه خاک توام به آدمی کردهٔ عشق

ل

رباعی شماره ۲۰۲: ای درد چو بی‌درد ز حالم غافل

رباعی شماره ۲۰۳: زرین چکنم قدح گلین آر ای دل

رباعی شماره ۲۰۴: یارت نکند به مهر تمکین ای دل

رباعی شماره ۲۰۵: از آتش عشق آب دهانم همه سال

رباعی شماره ۲۰۶: بنمود بهار تازه رخسار ای دل

رباعی شماره ۲۰۷: ای بدر همال قدر خورشید جمال

م

رباعی شماره ۲۰۸: سوزی که در آسمان نگنجد دارم

رباعی شماره ۲۰۹: من میوهٔ خام سایه پرورد نیم

رباعی شماره ۲۱۰: احکام شریعت است چون شارع عام

رباعی شماره ۲۱۱: از کوی تو ای نگار زاری بردیم

رباعی شماره ۲۱۲: کو زهر؟ که نام دوستکانیش نهم

رباعی شماره ۲۱۳: ز آن نوش کند زهره شراب سخنم

رباعی شماره ۲۱۴: در زان لب لعل نوش خوردت چینم

رباعی شماره ۲۱۵: ای پیش تو مهر و ماه و تیر و بهرام

رباعی شماره ۲۱۶: ما ژنده سلب شدیم در خز نخزیم

رباعی شماره ۲۱۷: چون از چشم بتان فسون ساز کنم

رباعی شماره ۲۱۸: از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم

رباعی شماره ۲۱۹: در مدرسه‌ها درس غلط فهمیدیم

رباعی شماره ۲۲۰: اکنون که شب آمدبرود جانانم

رباعی شماره ۲۲۱: افغان که ز دل برای سوز آوردم

رباعی شماره ۲۲۲: خاقانی را ز آن رخ و زلفین به خم

رباعی شماره ۲۲۳: امروز که خورشید سمای سخنم

رباعی شماره ۲۲۴: آن ماه به کشتی در و من در خطرم

رباعی شماره ۲۲۵: آزار کنی و جور فرمائی هم

رباعی شماره ۲۲۶: تو گلبن و من بلبل عشق آرایم

رباعی شماره ۲۲۷: بر فرق من آتش تو فشانی و دلم

رباعی شماره ۲۲۸: مهر تو برون آستان اندازم

رباعی شماره ۲۲۹: سروی است سیاه چرده آن ماه تمام

رباعی شماره ۲۳۰: با آنکه به هیچ جرم رای آوردم

رباعی شماره ۲۳۱: من دست به شاخ مه مثالی زده‌ام

رباعی شماره ۲۳۲: در عشق شکسته بسته دانی چونم

رباعی شماره ۲۳۳: چون پای غم ار ز مجلست بیرونم

رباعی شماره ۲۳۴: بی‌آنکه بدی بجای آن مه کردم

رباعی شماره ۲۳۵: کشتند مرا کز تو پاکنده شوم

رباعی شماره ۲۳۶: دل دل طلبید از پی ره دلجویم

رباعی شماره ۲۳۷: خورشیدی و نیلوفر نازنده منم

رباعی شماره ۲۳۸: نونو غم آن راحت جان من دارم

رباعی شماره ۲۳۹: از حلقهٔ زلف تو سر افکنده‌ترم

رباعی شماره ۲۴۰: چون سایه اگر باز به کنجی تازم

رباعی شماره ۲۴۱: غمخوار توام غمان من من دانم

رباعی شماره ۲۴۲: دیوانهٔ چنبری هلال تو منم

رباعی شماره ۲۴۳: در خواب شوم روی تو تصویر کنم

رباعی شماره ۲۴۴: دود افکن را بگو که بس نالانم

رباعی شماره ۲۴۵: ای کرده تن و جان مرا مسکن غم

رباعی شماره ۲۴۶: روز از پی هجر تو بفرسود دلم

رباعی شماره ۲۴۷: هر روز در آب دیده‌اش می‌یابم

رباعی شماره ۲۴۸: گردون قفسی است سبز پرچشمه چو دام

رباعی شماره ۲۴۹: گر هیچ به بندگیت درخور باشم

رباعی شماره ۲۵۰: گفتی بروم، مرو به غم منشانم

ن

رباعی شماره ۲۵۱: ای سلسلهٔ زلف تو یکسر جنبان

رباعی شماره ۲۵۲: تا بر هدف فلک زدم تیر سخن

رباعی شماره ۲۵۳: خاقانی را که هست سلطان سخن

رباعی شماره ۲۵۴: خاقانی اگر ز خود نهی گام برون

رباعی شماره ۲۵۵: بیداد براین تنگدل آخر بس کن

رباعی شماره ۲۵۶: بس کور دل است این فلک بی‌سر و بن

رباعی شماره ۲۵۷: خاقانی ازین چرخ سیه کاسهٔ دون

رباعی شماره ۲۵۸: ای دوست به ماتم چه نشینی چندین

رباعی شماره ۲۵۹: گاهی که کنی عهد و وفا با یاران

رباعی شماره ۲۶۰: ای دل چو فسرده‌ای غمی پیدا کن

رباعی شماره ۲۶۱: دل خون شد و آتش زده دارم ز درون

رباعی شماره ۲۶۲: تا گشت سر کوی مغان منزل من

رباعی شماره ۲۶۳: در کوی تو خاطری ندیدم محزون

رباعی شماره ۲۶۴: شد باغ ز شمع گل رعنا روشن

رباعی شماره ۲۶۵: تا بشنودم کاهوی شیرافکن من

رباعی شماره ۲۶۶: تا رخت بیفکند به صحرا دل من

رباعی شماره ۲۶۷: خاقانی اگر توئی ز صافی نفسان

رباعی شماره ۲۶۸: ای روی تو محراب دل غمناکان

رباعی شماره ۲۶۹: خاقانی از اول که دمی داشت فزون

رباعی شماره ۲۷۰: مجلس ز می دو ساله گردد روشن

رباعی شماره ۲۷۱: ماها دلم از وصال پر نور بکن

رباعی شماره ۲۷۲: پیداست که سودای تو دارم ز نهان

رباعی شماره ۲۷۳: تیغ از تو و لبیک نهانی از من

رباعی شماره ۲۷۴: گر خاک ز من به اشک خون پالودن

رباعی شماره ۲۷۵: چون زندگی آفت است جانم گم کن

رباعی شماره ۲۷۶: خاقانی اگرچه دارد از درد نهان

رباعی شماره ۲۷۷: امروز به حالی است ز سودا دل من

رباعی شماره ۲۷۸: خاقانی را غم نو و درد کهن

و

رباعی شماره ۲۷۹: خاقانی اگر کسی جفا دارد خو

رباعی شماره ۲۸۰: خاقانی ازین کوچهٔ بیداد برو

رباعی شماره ۲۸۱: کو آن می دیرسال زودافکن تو

رباعی شماره ۲۸۲: خود را به سفر بیازمودم بی‌تو

رباعی شماره ۲۸۳: ای راحت سینه، سینه رنجور از تو

رباعی شماره ۲۸۴: ای شاه بتان، بتان چون من بندهٔ تو

رباعی شماره ۲۸۵: کردم به قمار دل دو عالم به گرو

رباعی شماره ۲۸۶: ای چشم بد آمده میان من و تو

رباعی شماره ۲۸۷: دل هرچه کند عشق فزون آید از او

رباعی شماره ۲۸۸: تب کرد اثر در رخ و در غبغب تو

رباعی شماره ۲۸۹: کو عمر؟ که داد عیش بستانم از او

رباعی شماره ۲۹۰: صد ساله ره است از طلب من تا تو

رباعی شماره ۲۹۱: هر روز بود تو را جفایی نو نو

رباعی شماره ۲۹۲: چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو

ه

رباعی شماره ۲۹۳: گفتی که تو را شوم مدار اندیشه

رباعی شماره ۲۹۴: صبح است شراب صبح پرتو در ده

رباعی شماره ۲۹۵: خاقانی عمر گم شد، آوازش ده

رباعی شماره ۲۹۶: خاقانی را خون دل رز در ده

رباعی شماره ۲۹۷: ای کرده ز نور رای تو دریوزه

رباعی شماره ۲۹۸: خاقانی و روی دل به دیوار سیاه

رباعی شماره ۲۹۹: خواهی که شود دل تو چون آئینه

رباعی شماره ۳۰۰: خاقانی را بی‌قلم کاتب شاه

رباعی شماره ۳۰۱: یاران جهان را همه از که تا مه

رباعی شماره ۳۰۲: دیدم به ره آن مه خود و عید سپاه

رباعی شماره ۳۰۳: در تیرگی حال من روشن به

رباعی شماره ۳۰۴: ای از پری و ماه نکوتر صد ره

رباعی شماره ۳۰۵: دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه

رباعی شماره ۳۰۶: گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه

رباعی شماره ۳۰۷: تا زلف تو بر بست به رخ پیرایه

رباعی شماره ۳۰۸: ای گشته دلم در غم تو صد پاره

رباعی شماره ۳۰۹: ای با تو مرا دوستی سی روزه

ی

رباعی شماره ۳۱۰: تا آتش عشق را برافروخته‌ای

رباعی شماره ۳۱۱: خاقانی اگر به آرزو داری رای

رباعی شماره ۳۱۲: چون مرغ دلت پرید ناگه تو که‌ای؟

رباعی شماره ۳۱۳: بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی

رباعی شماره ۳۱۴: خاقانی اگر در کف همت گروی

رباعی شماره ۳۱۵: یک نیمه ز عمر شد به هر تیماری

رباعی شماره ۳۱۶: نفسم جنب غرامت است ای دلجوی

رباعی شماره ۳۱۷: ای یافته از فضل خدا تمکینی

رباعی شماره ۳۱۸: خاک ار ز رخت نور برد گه گاهی

رباعی شماره ۳۱۹: از کبر مدار در دل خود هوسی

رباعی شماره ۳۲۰: خاقانی اگر پند حکیمان خواندی

رباعی شماره ۳۲۱: چون مجلس عیش سازی استاد علی

رباعی شماره ۳۲۲: تا بود جوانی آتش جان افزای

رباعی شماره ۳۲۳: خاقانی اگر بسیج رفتن داری

رباعی شماره ۳۲۴: ترسا صنمی کز پی هر غم‌خواری

رباعی شماره ۳۲۵: عمرم همه ناکام شد از بیکاری

رباعی شماره ۳۲۶: تا کی به هوس چون سگ تازی تازی

رباعی شماره ۳۲۷: آن سنگ‌دلی و سیم دندان که بدی

رباعی شماره ۳۲۸: خاقانی را طعنه زنی هرگاهی

رباعی شماره ۳۲۹: گر یک دو نفس بدزدم اندر ماهی

رباعی شماره ۳۳۰: از بلبل گل پرست خوش سازتری

رباعی شماره ۳۳۱: من بودم و آن نگار روحانی روی

رباعی شماره ۳۳۲: از گردون بر نتابم این بی‌آبی

رباعی شماره ۳۳۳: از عشق صلیب موی رومی رویی

رباعی شماره ۳۳۴: خاقانی اگر شیوهٔ عشق آغازی

رباعی شماره ۳۳۵: تیمار جهان غصه خوری ارزد؟ نی

رباعی شماره ۳۳۶: گر کشتنیم چنان کش از بهر خدای

رباعی شماره ۳۳۷: هر نیمه شبم تبم مرتب بینی

رباعی شماره ۳۳۸: بیدل نیمی گر به رخت بنگرمی

رباعی شماره ۳۳۹: سیمرغ وصالی ای بت عالی رای

رباعی شماره ۳۴۰: خاک شومی گرنه چنین خون خوریی

رباعی شماره ۳۴۱: خاقانی را همیشه بیغاره زنی

رباعی شماره ۳۴۲: امروز به خشک جان تو مهمان منی

رباعی شماره ۳۴۳: از شهر تو رفت خواهم ای شهرآرای

رباعی شماره ۳۴۴: روزی که سر زلف چو چوگان داری

رباعی شماره ۳۴۵: شب‌های سده زلف مغان‌فش داری

رباعی شماره ۳۴۶: ای زلف بتم عقرب مه جولانی

رباعی شماره ۳۴۷: راهی که در او خنگ فلک لنگ شدی

رباعی شماره ۳۴۸: خاقانی اگر سر زدهٔ یار آیی

رباعی شماره ۳۴۹: در مجلس باده گر مرا یاد کنی

رباعی شماره ۳۵۰: سلطانی و طغرای تو نیکو رویی

رباعی شماره ۳۵۱: گر من نه به دل داغ برافکنده‌امی

رباعی شماره ۳۵۲: دود تو برون شود ز روزن روزی