گنجور

شمارهٔ ۸۷ - در رثاء پسر خود رشید الدین و وفات دختر

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

دریغ میوهٔ عمرم رشید کز سر پای

به بیست سال برآمد به یک نفس بگذشت

مرا ذخیزه همین یک رشید بود از عمر

نتیجهٔ شب و روزی که در هوس بگذشت

چو دخترم آمدم از بعد این چنین پسری

سرشک چشم من از چشمهٔ ارس بگذشت

مرا به زادن دختر غمی رسید که آن

نه بر دل من و نی بر ضمیر کس بگذشت

چو دختر انده من دید سخت صوفی‌وار

سه روز عدهٔ عالم بداشت پس بگذشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام