گنجور

شمارهٔ ۷۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

خطی مجهول دیدم در مدینه

بدانستم که آن خط آشنا نیست

بر آن خط اولین سطری نبشته

که جوزا نزد خورشید سما نیست

به جان پادشا سوگند خوردم

که نزد پادشاه جز پادشا نیست

چو خاقانی نداند کاین چه سر است

جواب این سخن گفتن روا نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هفت نوشته:

بعضی از نویسنده های قدیمی قرن دهم رمزگشایی از این شعر خاقانی انجام دادند و گفتند که اشاره به مذهب خودش و نقد دیدگاه رایج اصفهان اون روزگار درباره خلفای اول اسلام داره.
احتمالا انوری ابیوردی هم توی این شعرش اشاره به مذهبش به صورت رمزی داره.
شکلی نهاده‌اند حکیمان روزگار
اعداد آن به رمز بخواهم همی نوشت
جشن عرب به سال درو اختران چرخ
نقش مهین کعب ببین این نکو سرشت
میعاد وضع حمل و نماز و خدای عرش
یاران مصطفی و طلاق و در بهشت

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام