گنجور

شمارهٔ ۶۱ - در علم و جهل

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

نسبت از علم گیر خاقانی

که بقا شاخ علم را ثمره است

علوی را که نیست علم علی

نقش سود است هرچه بر شجره است

عالم است از صف عباد الله

جاهل از زمرهٔ هم الکفره است

عقل عالم نه سغبهٔ جهل است

خیل موسی نه سخرهٔ سحره است

شاه نشناسدت محل گرچه

سخنت زاد سفرهٔ سفره است

نزد مخدوم فضل تو نقص است

پیش مزکوم مشک تو بعره است

زان فرود غران نشانندت

که عطارد فروتر از زهره است

چه عجب زیر که نشیند آب

که زر زیف و آب سیم سره است

زیر دو نان نشین که شیر فلک

به سه منزل فرود گاو و بره است

زیرکان زیر گاو ریشانند

کل عمران فروتر از بقره است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام