گنجور

شمارهٔ ۵۸ - در حماسه

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

من که خاقانیم عزیز حقم

ز آن که عبدی خطاب من رانده است

هرچه یارب ندای حق راندم

لاتخف حق جواب من رانده است

من به کنجی و حق به هفت اقلیم

مدد سحر ناب من رانده است

پیک انفاس بر طریق مراد

دعوت مستجاب من رانده است

ناوک وهم بر نشانهٔ غیب

خاطر تیز تاب من رانده است

گرچه دولت ضعیف، عقل قوی است

که فضول از جناب من رانده است

بخت اگر خفت رای بیدار است

کز پی پاس خواب من رانده است

فضلای زمانه را یک یک

چرخ زیر رکاب من رانده است

وین فلک گرچه بد عمل داری است

هم به نیکی حساب من رانده است

به همه جای نان من پخته است

به همه جوی آب من رانده است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام