گنجور

شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

هم چنین فرد باش خاقانی

کآفتاب این چنین دل افروز است

چه کنی غمزهٔ کمانکش یار

که به تیر جفا جگر دوز است

یار، مویت سپید دید گریخت

که به دزدی دل نوآموز است

آری از صبح دزد بگریزد

کز پی جان سلامت اندوز است

بر سرت جای جای موی سپید

نه ز غدرسپهر کین‌توز است

سایبان است بر تو بخت سپید

آن سپیدی بخت دلسوز است

گرچه مویت سپید شد بی‌وقت

سال عمرت هنور نوروز است

تنگ دل چون شوی ز موی سپید

که در افزای عمرت امروز است

شب کوته که صبح زود دمد

نه نشان از درازی روز است

تو جهان خور چو نوح مشکن از آنک

سام بر خیل حام پیروز است

طعن نادان نصیحت داناست

زدن یوزه عبرت یوز است

نام بردار شرق و غرب تویی

که حدیثت چو غیب مرموز است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام