گنجور

شمارهٔ ۳۰۸

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

زهر است مرا غذای هر روزه

زین کاسهٔ سرنگون پیروزه

وز دهر سیاه کاسه در کاسم

صد ساله غم است شرب یک روزه

دهر است کمینه کاسه گردانی

از کیسهٔ او خطاست دریوزه

در کوزه نگر به شکل مستسقی

مستسقی را چه راحت از کوزه

از چرخ طمع ببر که شیران را

دریوزه نشاید از در یوزه

خاقانی صبح خیز، هر شامی

نگشاید جز به خون دل روزه

بر تن ز سرشک جامهٔ عیدی

در ماتم دوستان دل سوزه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام