گنجور

شمارهٔ ۲۷۶ - در موعظه

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

هر که را من به مهر خواندم دوست

چون دگر کس شناخت شد دشمن

چه پی دشمنان شود به خلاف

چه دم دوستان خورد به سخن

خواه با دشمن است سر در جیب

خواه با دوست پای در دامن

آب و آتش یکی است بر تن مشک

خواه آب آر و خواه آتش زن

از تنش بوی دشمنی آید

چون شود دوست آشنای دو تن

دوست از هر دو تن دو رنگ شود

دل از آن کو دو رنگ شد برکن

دوست کاول شناخت دشمن و دوست

شد چو عالم دو رنگ در هر فن

گه گه از خود هم آیدم غیرت

که بود دوست هم سرا با من

سایهٔ خویش هم نهان خواهم

چون شود سرو دوست سایه فکن

صد هزار است غیرتم بر دوست

آنچه یک غیرت آیدم بر زن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام