گنجور

شمارهٔ ۲۷۵

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

ما حضرت عشق را ندیمیم

در کوی قلندران مقیمیم

هم میکده را خدایگانیم

هم درد پرست را ندیمیم

کوشنده نه از پی بهشتیم

جوشنده نه از تف جحیمیم

ما بندهٔ اختیار یاریم

آزاد ز جنت و نعیمیم

گر عالم محدث است گو باش

ما باری عاشق قدیمیم

بی‌زحمت پیرهن همه سال

از یوسف خویش با شمیمیم

آن آتش را که عشق ازو خاست

گاه ابراهیم و گه کلیمیم

بس روشن سینه‌ایم اگرچه

در دیدهٔ تو سیه گلیمیم

اصل گهر از خلیفه داریم

عالی نسبیم اگر یتیمیم

این است که از برای یک‌دم

در چار سوی امید و بیمیم

خاقانی‌وار در خرابات

موقوف امانت عظیمیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام